منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٧٦
ليكن هيچ يك از اینها عمر را مُجاب نساخت ، بلكه اين حرفها را دور افكند .
اين اجتهادي بود كه در باب قضا و شهادات صورت گرفت و تعطيل اقامه حدود به شمار میآمد .
مثل اين ، در زمان خلافتِ عثمان اتفاق افتاد . وليد شراب آشاميد و در حال مستي با مردم نماز گزارد . شهود به طور كامل بر آن شهادت دادند ، ولي اگر اصرار امام علی علیهالسلام و مسلمانان بر اقامه حد نبود ، عثمان میخواست حد را از او بردارد .
اين مطلب را میتوان از وارسي دلايل عثمان براي تبرئه وليد و تهديد شهود به وسيله او ، به دست آورد تا آنجا كه عايشه گفت : «عثمان حدود را باطل ساخت و شاهدان را ترساند» .[٥٠٧]
تحريف در ارث همچنان ادامه يافت ، تا آنجا که عثمان فدك و زمينهای حاصل خيز اطراف مدينه را به مروان بن حَكَم بخشيد و با اين كار با ادعاي حضرت زهرا٢ ـ در نحله يا ارث بودن فدك ـ و سخن ابوبكر كه آن را از مسلمانان میدانست ، مخالفت كرد .
اين حالت استمرار يافت و بحراني شد تا اينكه اَمر به يزيد رسيد و او دل خواهانه محرمات را مرتكب میگشت و جلو مردم شراب میآشاميد ، بيآنكه معاويه بر او «حد» را اقامه كند يا دست كم او را از تظاهر به فسق و فجور باز دارد .
افزون بر اين ، امويان ـ به ويژه معاويه ـ با حُجّتِ ارث و اينكه او وارث عثمان است (چون در جدّ اعلا با هم مشتركاند) با امام علی علیهالسلام جنگيد با اينكه فرزندِ عثمان زنده بود و او «ولي دم» به شمار میرفت ، نه معاويه!
[٥٠٧] . اَنساب الأشراف ٥: ٣٤؛ تاريخ طبري ٤: ٢٧٦ -