منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٧١
میداد .[٤٩٧]
پاسخ امام ١ بيانِ قاعده كلي است ، بي آنكه تفصيل ماجرا را بازگويد ؛ زيرا شنونده مقصود را دريافت . امام حكم را به صراحت نگفت ، چراكه حاكمان و پيروان آنها در كمين بودند كه آن حضرت از آبا و اجدادش ، از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم چه نقل میكند .
در اين حديث ، ملاحظه میشود كه امام ١ جواب خود را به عرضه كتاب بر سائل ، ارجاع میدهد و استحكام میبخشد تا اطمينان سؤال كننده فزوني يابد . امام ١ مانند ديگران از پيشِ خود پاسخ نمیگويد .
اگر تاريخ كتاب حضرت علی علیهالسلام را نزد ائمّه ٤ وارسي كنيم ، درمييابيم كه اندك اندك اين كتاب در فقه امام باقر و امام صادق ١ به شكل قابل ملاحظه اي ، بارز میشود و سپس نزد امام كاظم ١ رخ مینمايد و پس از آن به تدريج مطرح میگردد ؛ به همين جهت فقه صحيح و روايات نبوي ، همان است كه آل محمّد نقل كردند و همه مسلمانان را آگاه ساختند كه كتاب حضرت علی علیهالسلام نزد آنان است و علم دين را از آن ـ و ديگر كتابها كه با آن همانندي دارد ـ نقل میكنند .
اين امور تكامل يافت و به شكل مكتبي كه چارچوب آن روشن است در دوران اين سه امام ١ درآمد . ابراز فراوان كتاب حضرت علی علیهالسلام توسّط آنان براي استوار سازي و نشر علوم ديني صورت میگرفت كه بيشتر آن در عصر اين سه ائمّه ٤ حاصل شد .
[٤٩٧] . فروع كافي ٧: ٩١، حديث ٢؛ تهذيب الأحكام ٩: ٢٧٠، حديث ٩٨١ -