منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٣٩
قاسم بن فُضَيل میگويد :
محمّد بن علي برايمان گفت : عمر بن عبدالعزيز برايم نوشت كه نسخهای از وصيّتِ فاطمه را بنويس . در وصيّتِ آن حضرت [ماجراي] پردهای بود كه مردم میپنداشتند فاطمه آن را درست كرد ، و اينكه رسول خدا بر او درآمد ، چون آن پرده را ديد ، بازگشت [٤٣٢]
ابن بابويه قمي ، با اسناد از امام صادق ١ نقل میكند كه آن حضرت فرمود :
من در كتاب فاطمه٢ مينگرم ، هيچ پادشاهي به فرمانروايي نمیرسد مگر اينكه نام او و نام پدرش در آن ثبت است .[٤٣٣]
در كتاب كافي روايت است كه امام صادق ١ مسئلهای را با تكيه بر كتاب حضرت فاطمه٢ پاسخ گفت . كتاب حضرت فاطمه٢ به «مُصْحَف» مشهور است . همان كه مُغرضان براي نارواگويي بر پيروانِ مكتب اهل بيت علیهم السلام دستاويزشان ساختهاند ، با اينكه پيداست واژه «مصحف» و «صحيفه» از صدر اسلام بر هر كتابي اطلاق میشد ، و به «كتاب الله» اختصاص نداشت تا صحّتِ گفتههای آنان لازم آيد .
شيخ طاهر جزائري میگويد :
چون پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم درگذشت ، صحابه به گردآوري آنچه در عهد آن حضرت نوشته شده بود ، در يك جا ، مبادرت ورزيدند و آن را
[٤٣٢] . مسند احمد ٦: ٢٨٣، حديث ٢٦٤٦٤؛ مكارم الأخلاق (خرائطي): ٣٧ -
[٤٣٣] . اصول كافي ١: ٢٤٢، حديث ٨ -