منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٣٦
گفته اند : «آن حضرت از تدوين كتابها و نگهداري آنها نهي میكرد» و شاهدي گوياست بر اين سخن كه : حاكمان در جعل حديث و دروغ بافي نقش عمدهای داشتند .
ابراهيم بن محمّد ثقفي (م٢٨٣ﮪ) در الغارات سخني را میآورد كه عظمت كتاب حضرت علی علیهالسلام را مینماياند و اينكه در آن علم فراواني وجود داشت و امويان به تحريف آنچه امام علی علیهالسلام بر زبان آورد ، دست يازيدند .
وي پس از آنكه نامه امام علی علیهالسلام را به محمّد بن ابي بكر براي اهل مصر میآورد ، میگويد :
برايم حديث كرد عبدالله بن محمّد بن عثمان ، از علي بن محمّد بن اَبي سيف ، از اصحابش كه چون علي اين جواب را براي محمّد بن ابي بكر نوشت ، محمد در آن مینگريست و آن را میآموخت و بر اساسِ آن حكم میكرد . هنگامي كه عمرو بن عاص بر او چيره شد و او را كشت همه كتابهايش را گرفت و براي معاويه فرستاد . معاويه در اين نامه ، نگاه میكرد و به شگفت میآمد .
وَليد بن عُقْبَه چون ديد اين نامه اعجاب معاويه را برمي انگيزد ، به او گفت : امر كن اين احاديث را بسوزانند .
معاويه به او گفت : خاموش اي ابن ابي مُعَيط ، هوشيار نيستي!
وليد گفت : اين تو هستي كه غافلي! آيا اين هوشياري است كه مردم بدانند احاديث ابو تراب نزد توست؟ آنها را میآموزي و بر اساسِ آنها حكم میكني؟! پس چرا با او میجنگي؟
معاويه گفت : واي بر تو! از من میخواهي كه علمي اين چنين را آتش زنم؟ والله ، چنين علمي جامع و استوار و روشن ، نشنيدهام .