منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٠٦
ابو عماره ، امري را كه برايش با شمشير به جان هم افتاديم [اكنون] در دست نوجوانانِ ما درآمد و بازيچه آنان گشت .[٣١٦]
از مُغِيره نقل شده كه از معاويه خواست كه از آزارِ بني هاشم دست بردارد ؛ چراكه اين كار نامش را پايدارتر خواهد ساخت ، معاويه در پاسخ گفت :
چه خيال خامي! به بقاي كدام نام دل خوش سازم؟! قبيله «تَيْم» قدرت را به دست گرفت و آنچه را در توان داشت انجام داد ، ولي هنوز نمرده بود كه نامش از ميان رفت مگر اينكه كسي نامي از ابوبكر به ميان آورد .
پس از او قبيله «عَدي» فرمانروا شد ، ده سال رنج برد و تلاش كرد ، ولي پيش از مرگ ، نامش از ميان رفت مگر كسي اسمي از عُمَر ببرد .
براي ابن ابي كَبْشَه[٣١٧] هر روزه پنج بار بانگ زنند كه : «أشهد أنّ محمّداً رسول الله» ؛ گواهم بر اينكه محمّد رسول خداست .
اي بي پدر ، بعد از اين ندا ، كدام عمل باقي میماند؟ و چه نامي دوام میآورد؟ به خدا سوگند ، چارهای نداريم جز اينكه آنان را يكي پس از ديگري زنده به گور سازيم .[٣١٨]
و آن گاه كه معاويه به كوفه درآمد ، گفت :
به خدا سوگند ، با شما نجنگيدم كه نماز و روزه و حج گزاريد و
[٣١٦] . شرح نهج البلاغه ١٦: ١٣٦ -
[٣١٧] . نام جدّ مادري پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم که معاويه براي تحقيرِ پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اين لقب را آورد (م) .
[٣١٨] . شرح نهج البلاغه ٥: ١٣٠ (متن از اين مأخذ است) المسترشد (طبري): ٦٨٠ -