منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٩٠
وصَبْراً عَلَی مَضَض الجِراح ، وَلكنّا إنَّما أَصْبَحْنا نُقاتِلُ إخواننا في الإسلام عَلَی ما دَخَلَ فيه مِنَ الزَّيْغ وَالإِعوِجاج وَالشُّبْهَة وَالتَّأْويل ؛
چه قرآن با من است ، از آن هنگام كه يارِ آن گشتم ، از آن جدا نبودم . همانا ، با رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بوديم ، و به خونِ پدران ، و فرزندان و برادران ، و خويشاوندانمان دست میآلوديم ، و هر مصيبت و سختي بر ايمانمان میافزود ، و رفتنمان در راهِ حقّ بود ، و گردن نهادن به فرمان ، و شكيبائي بر درد جراحتهای سوزان . ليكن امروز پيكار ما با برادران مسلماني است كه دو دلي و كجبازي در اسلامشان راه يافته است ، و شبهه و تأويل با اعتقاد در يقين دربافته است .[٢٨٩]
و آن گاه كه امام ١ از صفّين باز میگشت ، خطبهای خواند كه در آن آمده است :
وَالنَّاسُ في فِتَن انْجَذَمَ فيها حَبْلُ الدّين ، وَتَزَعْزَعَتْ سَوارِي اليَقين ، وَاخْتَلَفَ النَّجْرُ وَتَشَتَّتَ الأَمرُ ، وَضاقَ المَخْرَجُ ، وعَمِيَ المَصْدَرُ ، فَالهُدی خاملٌ ، والعَمَی شامِلٌ ، عُصِيَ الرَّحمن ، ونُصِرَ الشَّيْطانُ ، وخُذِلَ الإيمانُ ، فَانْهارَت دَعائِمُه ، وَتَنَكَّرتْ مَعالِمُهُ ، وَدَرَسَتْ سُبُلُهُ ، وَعَفَتْ شُرُكُهُ ؛
و اين هنگامي بود كه مردم به بلاها گرفتار بود ، و رشته دين سست و نااستوار ، و پايههای ايمان ناپايدار ، پندار با حقيقت به هم آميخته ، همه كارها در هم ريخته ، بُرونْشوِ كار دشوار ، درآمد
[٢٨٩] . نهج البلاغه (شهيدی)، ص١٢٠-١٢٠، ضمن خطبه ١٢٢ -