منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨٩
حُجَجِها في دينها . لا يَقْتَصُّونَ أَثَرَ نبيٍّ ، وَلا يَقْتَدُونَ بِعَمَلِ وَصِيٍّ ، ولا يُؤمِنونَ بِغَيْب ، وَلا يَعِفُّون عن عَيْب ، يَعْمَلُونَ في الشُّبُهات وَيَسيرونُ في الشَّهَوات ، المعروفُ عندهم ما عَرَفُوا ، وَالمُنكر عندهم ما أَنْكَرُوا ، مَفْزَعُهُم في الْمُعْضِلاتِ إلی أَنْفُسِهِم وتَعْويلُهُم في المُهمّاتِ عَلَی آرائهم ، كَأَنَّ كُلَّ امرئ منهم إمامُ نَفْسِه قد أَخَذَ منها فيما يَرَی بِعُرًی ثِقات وأَسباب مُحكَمات ؛
در شگفتم! و چرا شگفتي نكنم از خطاي فرقههای چنين ، با گونه گونه حجّتهاشان در دين . نه پَي پيامبري را میگيرند ، و نه پذيراي كردار جانشيناند ، نه غيب را باور دارند ، و نه عيب را وامي گذارند ، به شبههها عمل میكنند ، و به راه شهوتها میروند ، معروف نزدشان چيزي است كه شناسند و بدان خرسندند ، و منكَر آن است كه آن را نپسندند ، در مشكلات خود را پناه جاي ، شمارند ، و در گشودنِ مهمّات به رأي خويش تكيه دارند ، گويي هريك از آنان امام خويش است كه در حكمي كه میدهد ـ بي تشويش است ـ چنان بيند كه به استوارترين دستاويزها چنگ زده و محكمترين وسيلتها را به كار برده .[٢٨٨]
در جاي ديگر میفرمايد :
إنّ الكتاب لَمَعي ما فارَقْتُه مُذ صَحِبتُهُ ، فَلَقَد كُنّا مَعَ رسول الله صلیاللهعلیهوآلهوسلم وَإنّ القَتْلَ لَيَدُورُ عَلَی الآباء والأبناء والإخْوان وَالقَرابات ، فما نَزْدادُ عَلَی كُلّ مصيبة وَشِدّة إلّا إيماناً ، وَمُضيِّاً عَلَی الحَقِّ ، وَتَسليماً للأَمْر ،
[٢٨٨] . نهج البلاغه (شهيدي): ٧١، خطبه ٨٨ -