منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨٨
ديار نزديك سازند ، احاديث ساختگي و دروغ را روايت كنند و آنچه را ما نگفته ونكرده ايم بازگويند تا مردم را با ما دشمن سازند .
در زمان معاويه ـ پس از وفات حسن ١ ـ اين كار شدّت يافت . شيعيان ما در هر شهري به قتل رسيد و دستها و پاها با گمان [شيعه بودن] بريده شد . هركس دوستي و گرايش به ما را بر زبان میآورد ، به زندان میافتاد يا مالش غارت میگشت يا خانهاش ويران میشد . اين بلا تا زمانِ عبيدالله بن زياد (قاتل حسين ١) همچنان شدّت داشت و روزافزون بود .
سپس حجّاج آمد و شيعيان را قتل عام كرد . هر ظن و تهمتي را بهانه میساخت وشيعيان را به بند میكشيد تا آنجا كه اگر به شخصي «زنديق» يا «كافر» گفته میشد ، بهتر بود از اينكه «شيعه علي» خطاب شود .
كار بدانجا رسيد كه مرداني خوش نام ـ و شايد پارسا و راستگو ـ احاديث عجيبي را در برتري واليان سَلَف بر زبان آوردند ؛ ماجراها و احاديثي كه هرگز وجود خارجي نداشت ورخ نداده بود! شنونده آنها را حق میانگاشت ؛ زيرا بسياري از كساني كه آنها را نقل میكردند ، دروغگو و بي مبالات [در دين] شناخته نمیشدند .[٢٨٧]
امام علی علیهالسلام در سخني اشاره میكند كه امّت به كتابِ خدا و سنّت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم عمل نكردند و گرايشهای ديگري بر آنان چيره گشت :
فيا عَجَباً ـ ومالي لا أَعْجَبُ ـ مِن خَطَأِ هذه الفِرَق عَلَی اخْتِلاف
[٢٨٧] . شرح نهج البلاغه١١: ٤٣ ـ ٤٤ -