منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨٥
وَالدّينُ يُمْخَضُ مَخْضَ الوَطْب ، يُفسِدُه أدنی وَهْن وَيَعْكِسُهُ أَقَلّ خُلْف ؛[٢٨٣]
چون خداوند پيامبرش را از اين دنيا برد ، قريش خلافت را ويژه خود ساخت و ما را از حقّي بازداشت كه از همه مردم به آن سزامندتر بوديم . دريافتم كه صبر بر اين حق كشي ، برتر از ايجاد تفرقه ميان مسلمانان و ريختن خون آنهاست ؛ چراكه مردم تازه مسلمان بودند و دين ، چونان مَشگ آكنده از شير بود كه اندك غفلتي آن را تباه میساخت و كمترين تخلّف آن را واژگون میكرد .
و در نامهای به عقيل میفرمايد :
ألا وإنّ العَرَبَ قد أَجْمَعَت عَلَی حَرْبِ أَخيك اليومَ إجماعَها عَلَی حَرْبِ رسول الله قَبْلَ اليوم ؛[٢٨٤]
آگاه باش كه امروزه عرب چونان كه پيش از اين در برابر پيامبر صف آرايي كردند ، براي جنگ با برادرت همدست شدهاند .
در سخن ديگري میفرمايد :
اَللَّهُمَّ إنّي أَسْتَعْدِيكَ عَلَی قُريش وَمَن أعانَهُم فإِنَّهُمْ قَد قَطَعوا رَحِمِي ، وَأَكْفَأُوا إِنائي ، وَأَجْمَعُوا عَلَی مُنازَعَتي حقّاً كُنتُ أَوْلی به مِن غيري ، وقالوا : أَلا إِنَّ في الحَقّ أَنْ تَأْخُذَه وَفي الحَقّ أَن تُمنَعَهُ ، فَاصْبِر مَغموماً أو مُتْ مُتَأَسِّفاً ، فَنَظَرْتُ فَإذا لَيْسَ لي رافدٌ ولا ذابٌّ ولا مُساعِدٌ إلّا أَهْلَ بيتي ؛
بار خدايا از تو بر قريش ياري میخواهم كه پيوند خويشاونديم را
[٢٨٣] . شرح نهج البلاغه ١: ٣٠٨؛ بحار الأنوار ٣٢: ٦٢، حديث ٤٣ -
[٢٨٤] . شرح نهج البلاغه ٢: ١١٩؛ الإمامة والسياسة ١: ٥٤؛ جواهر المطالب ١: ٣٦٥ -