منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٧٩
بنابراين ، عمل اين دسته از صحابه ، دليل بر كراهيتِ تدوين سنّت از سوي پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نمیباشد . در كتاب تقييد العلم آمده است كه «صحابه ، حديث پيامبر را مینوشتند تا آن را حفظ كنند! پس از حفظ ، آن را از بين میبردند» اگر اين سخن را در كنار اين مطلب بگذاريم كه : «خيلي از وقتها صحابه به رأي خود فتوا میدادند» ، به اين نتيجه میرسيم كه در اين كشاكش ، اختلاط رأي با حديث پيش آمد به گونهای كه نمیتوان آنها را از يكديگر تميز داد . از اين روست كه بسياري از مأثوراتِ نبوي ، جز كلام صحابي و فهم او نمیباشد .[٢٧٤]
به ويژه آنكه باور ما اين است كه پشت پرده منع تدوين ، ابوبكر و عُمَر قرار داشتند ، و منع تدوين ، يك موضع شخصي به شمار میرود . شرايط حكومت باعث شد كه شيخين به اين كار دست يازند وگرنه اين كار ، وجهه شرعي نداشت .
شيخ محمّد ابو زهو در الحديث والمحدّثون درباره نهي از تدوين مینويسد :
نهي از تدوين ، رأي عُمَر بود .[٢٧٥]
يحيي بن جَعْدَه میگويد :
عُمَر میخواست سنّت را بنويسد ، سپس دريافت كه نبايد اين كار را كند ، آن گاه به شهرها نوشت : هركس حديثي نزد او هست آن را از بين ببرد .
تعبيرهايي چون «أراد» (خواست) ، «بَدا لَه» (برايش آشكار شد) ، «ثمّ كتب في الأمصار» (سپس به شهرها نوشت) به وضوح ، دلالت میكند كه اقدام عمر به
[٢٧٤] . اين مطلب را ما در كتاب وضوء النبي وارسي و تطبيق كرده ايم .
[٢٧٥] . الحديث والمحدّثون: ١٢٦ -