منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٧٠
صادر كرد كه از نقل و تدوين حديث ـ به طور قاطع ـ باز میداشت . در خطبهای گفت :
حديث شما بدترين حديث است و كلام شما شَرترين كلام! هركس میخواهد حرفي بزند بايد به «كتاب الله» سخن بگويد وگرنه سر جايش بنشيند .[٢٥٨]
ناقلان حديث پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ـ مانند عمّار ، ابو موسي و ـ را تهديد كرد و در اين راستا محدّثان صحابه را در مدينه نگه داشت تا تحت نظرش باشند و بر خلافِ رأي او حديث نقل نكنند . در گزارشاتِ تاريخي آمده است كه عُمَر بعضي از اصحاب پيامبر را زنداني ساخت ، عبدالرحمان بن عوف میگويد :
عمر نَمُرد تا اينكه سوي اصحاب رسول خدا در سرزمينها پيك فرستاد و گفت : نزدم بمانيد! به خدا سوگند ، تا زندهام نبايد از من جدا شويد!
آنان در كنار عُمَر ماندند تا اينكه درگذشت .[٢٥٩]
٦ - انحصار عمل به قرآن
به عنوان جايگزين حديث پيامبر يا توجيه منع از تدوين ، ابوبكر و عمر اين سخن را مطرح ساختند كه «ميان ما و شما كتاب خدا هست!» ، «كتاب خدا ما را كافي است» ، «كتاب خدا را هرگز به چيزي نمیپوشانم» ؛ چراكه با اين نقشه ، میتوانستند از تعبّد به نصوص سنّت ، بگريزند و آزادي عملِ بيشتري به دست آورند .
[٢٥٨] . اخبار المدينة المنوّره ٣: ٨٠٠ -
[٢٥٩] . كنز العمّال ١٠: ٢٩٣، حديث ٢٩٤٨٠؛ تاريخ مدينه دمشق ٤٠: ٥٠٠ -