منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٥٥
طريق اولي مستلزم صحيح دانستن نظر خليفه به شمار میرفت ؛ زيرا اگر خليفه برتر از آنها دانسته نمیشد كمتر از آنها كه نبود!
افزون بر اين ، در مجالس فقهي ـ كه خليفه برگزار میكرد ـ سود اول و آخر از آنِ خليفه میشد ؛ زيرا روي ديگر گشودن باب اجتهاد براي صحابه ، خطاي آنها بود و تخطئه بعضي از آنها به وسيله بعض ديگر .
اين كار براي حكومت بسيار سودمند میافتاد چراكه قوي ترين توجيهات عقلي را براي خطاهاي عُمَر پديد میآورد و آنان نمیتوانستند بر خطاي عُمَر ايراد گيرند ؛ زيرا شاهد ديگر خطاهاي ناشي از اجتهاد و رأي بودند و خود در آنها شركت داشتند .
در اينجا نبايد نقش منع از تدوين و سانسور شديد صُحُف را نزد صحابه ، از ياد بُرد ؛ چراكه اين كار منطقه فراغي را در تشريع پديد آورد كه جز با اجتهاد پُر نمیشد ، همان اجتهادي كه خليفه میخواست و در وراي برنامه منع تدوين ، در پي آن بود .
ج) بعضي از صحابه با پرسشهایی عُمَر را امتحان میكردند و با يادآور شدن خطاهاي وي سراسيمهاش میساختند . حكم يك مسئله را در زمانهای مختلف از او میپرسيدند تا او را بر تناقض گويي در جواب هايش واقف سازند .
عُمَر از دست اندازيهای آنان آزرده خاطر میشد ، به كسي كه مسئلهای را از او پرسيد كه قبلاً از پيامبر پرسيده بود و جواب آن را میدانست ، گفت : دستت بشكند! چيزي را كه از پيامبر پرسيدي از من سؤال میكني تا مرا مخالف با پيامبر نشان دهي ؟![٢٤٦]
[٢٤٦] . الآحاد والمثاني ٣: ٢٢٨، حديث ١٥٨٩؛ المعجم الكبير ٣: ٢٦٢، حديث ٣٣٥٣؛ نيز بنگرید به، مصنّف ابن اَبي شيبه ٣: ١٧٤، حديث ١٣١٨١؛ شرح معاني الآثار ٢: ٢٣٢ -