منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٥١
چكيده عامل پایانی
از آنچه گذشت میتوان دريافت سببِ حقيقي منعِ تدوين حديث (كه در وراي آن نهفته میباشد) داراي عوامل و انگيزههای چندي است ، از جمله :
١ - نابود سازي فضائل اهل بيت علیهم السلام كه از شايستگي همه جانبه آنها پرده برمي دارند ، و همگان را به امامت و خلافت آنها فرامي خوانند .
٢ - احاطه نداشتن حاكمان به احكام .
٣ - رسوبات فرهنگي ارثي و گرايشهای فكري خلفا و تواناييهای ذهنيشان كه با اجتهاد تناسب داشت .
به خاطر همه اینها خواستند فضاي فقهي جديدي را پديد آورند تا از خلالِ آن ، خليفه بتواند عجز فقهيای را كه در خود میيافت بپوشاند و هِرَم فِقهي ـ سياسي نوي را بنيان گذارد .
اين نتيجه ، با ملاحظه مقدّمات زير به دست میآيد :
الف) نخستين جرقهای كه به شكل عملي براي منع تدوين زده شد ، پيش از وفات پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بر زبان عُمَر جاري گشت ؛ چراكه آن حضرت قلم و دوات خواست تا كتابي بنويسد كه امّت پس از او هرگز گمراه نشوند ، و عُمَر با رد خواسته پيامبر ، گفت : اين مرد ، هذيان میگويد! كتاب خدا ما را كافي است .
اين منع از تدوين ، گرچه در آن لحظه ، موضع گيري ويژهای بود كه عُمَر ناچار به آن دست يازيد تا امر خلافت را پس از پيامبر آن گونه كه خود میخواهد بچرخاند ، ليكن با ضربه به قداست پيامبر و جلالتِ قدر و جريحه دار ساختن عصمتِ پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم صورت گرفت ؛ به همين جهت ، عرصه را براي تاخت و تاز عُمَر آماده ساخت تا بتواند رأي خود را بر صحابه و بر همه كساني كه در آنجا حضور داشتند ، تحميل كند تا آنجا كه در پاسخ زنانِ پيامبر كه گفتند :