منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٤
پيش از آن كعبه را ويران ساخت و «حجر» را از آن درآورد و كارهايي را كه ابن زبير در آن كرده بود ، تغيير داد .
اينان میخواستند از هر طريق ممكن ، با ابن زبير مخالفت كنند . مداومت بر اخفاتِ بسمله ، بعيد نيست از آن جمله باشد ، بلكه اَقْرب است ؛ زيرا مسئلهای است اختلافي .
بكر بن عبدالله مُزني میگويد : پشت سر عبدالله بن زُبير نماز گزاردم ، وي بسمله را به جهر آورد .
در روايت ديگر هست كه : وي قرائت را در نماز به بسم الله آغاز میكرد و میگفت : شما را جز كِبر از اين كار باز نمیدارد .[٥]
فخر رازي ـ پيش از اين ـ سخني را از محمّد بن اسحاق مُسيّبي میآورد كه گفت :
پدرم حديث كرد كه چون در مدينه با مردم نماز گزارد بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ را به جهر خواند .
گفت : اَعشي ـ ابوبكر پسر خواهر مالك بن انس ـ نزدم آمد و گفت : مالك بن انس تو را سلام میرساند و میگويد : در مخالفت با اهل مدينه ، بر جانِ كساني بيم داشتم ، تو از آنان نيستي ، چيزي از تو بروز يافت كه از ديگران نديدم!
پرسيدم : چه چيزي؟
گفت : جهر به بسم الله .
١ - احکام البسملة: ٧٦، مصنّف ابن ابی شيبه ١: ٣٦٢، حديث ١٤٥٦؛ سنن بيهقی ٢: ٤٩، حديث ٢٢٣٥ -