منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٣٤
از آن حضرت اِخراج شدند ، به مسجد درآورم .[٢٠٥]
مردم را به حكم قرآن و طلاق بر اساس سنّت ، وادارم .[٢٠٦]
و صدقات (زكات) را بر اساس اصناف (نه گانه) آن[٢٠٧] بر اساس ضوابط شرعیاش بستانم .
و وضو و غسل و نماز را به اوقات و شرايع و جايگاهشان بازگردانم .[٢٠٨]
و اهل نجران را به جاي خودشان برگردانم .[٢٠٩]
و اسيران فارس و ديگر امّتها را به كتاب خدا و سنّت پيامبر ، بازگردانم .
اگر به اين كارها دست يازم ، از اطرافِ من پراكنده میشويد .
به خدا سوگند ، مردم را فراخواندم كه در ماه رمضان جز براي نماز واجب به نماز نايستند ، و اعلام كردم كه خواندن نافلهها به جماعت ، بدعت است! ناگهان بعضي از لشكريانم ـ كه همراهم میجنگيدند ـ ندا دادند كه : اي اهل اسلام ، سنّت عمر از ميان رفت! ما را از نماز نافله در ماه رمضان باز میدارد! و ترسيدم در
[٢٠٥] . احتمال میرود اشاره به صحابهاي باشد كه با حاكمان به مخالفت برخاستند و با آنكه از مقرّبان پيامبر بودند از مسجد اخراج شدند؛ و از سوي ديگر كساني مانند حكم بن عاص را كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اخراج كرد، اجازه ورود دادند .
[٢٠٦] . در اين سخن، امام ١ به اجتهاداتي نظر دارد كه بر خلافِ قرآن انجام شد؛ مانند سه طلاق در يك مجلس (و يا دو شاهد براي ازدواج، و اجراي طلاق بدون شاهد) .
[٢٠٧] . يعني از اجناس نه گانه: دينار و درهم، گندم و جو و خرما و كشمش، و شتر و گوسفند و گاو .
[٢٠٨] . زيرا آنان بر خلاف احكام راستين وضو و . . . احكامي را جاي گزين ساختند، ما حكم وضو را در كتاب «وضو النبي» روشن ساختيم .
[٢٠٩] . عمر اينان را از وطنشان كوچ داد .