منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٣٢
و از زمين خيبر آنچه را تقسيم شده است ، بازگردانم .[١٩٢]
و ديوان عطايا را برچينم ،[١٩٣] و چونان رسول خدا بيت المال را به همه يكسان بپردازم ، نه اينكه [كسان و گروههای خاصي اموال عمومي را بچاپند و امكانات جامعه] در ميان اغنيا دست به دست گردد .[١٩٤]
و [در گرفتن ماليات بر زمين ها ، محاسبه] مساحت را لغو كنم .[١٩٥]
و ميان ازدواجها مساوات را برقرار سازم .[١٩٦]
و خُمس پيامبر را آن گونه كه خداي بزرگ نازل كرد و واجب ساخت ، به اجرا درآورم .[١٩٧]
[١٩٢] . در زمان عمر، پسرش عبدالله براي بازديد اموالِ خود به خيبر رفت و شبانه به او حمله شد . جريان به عُمَر رسيد . عمر يهود خيبر را (كه به دستور پيامبر در آنجا ساكن بودند و آن حضرت بخشي از زمينهای خيبر را به آنها واگذارد و مقرّر داشت كه سهمي از محصول را بپردازند) از آنجا بيرون كرد و املاك آنها را ميان گروهي از خواصِ خود ـ مانند عبدالله بن عمر، عثمان، زبير، عبدالرحمان و . . . ـ تقسيم نمود (بنگرید به، سيره ابن هشام ٢: ٣٥٦ به بعد) (م) .
[١٩٣] . اشاره است به اين اقدام عمر كه براي تأمين هزينههای عالمان و واليان و لشكريان، به منزله زكات واجب، بر زارعان و صنعتگران و تاجران، خراج (ماليات) نهاد و دفترهايي مشخص كرد كه اسمهای اينان و آنان در آنها بود .
[١٩٤] . اشاره است به آيه هفتم سوره حشر؛ ما أَفاءَ اللهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُري فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبی وَالْيَتامی وَالْمَساكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَْغْنِياءِ مِنْكُمْ (م) .
[١٩٥] . تفصيل اين ماجرا در كتاب الشافي (اثر سيّد مرتضي) آمده است .
گفتهاند: رسول خدا ٠ دستور داد ماليات بر زمينها را از روي درآمدِ آن قرار دهند، ليكن عُمَر بر خلاف امر پيامبر، در سرزمينهای شام و عراق، ماليات را براساس مساحتِ زمين مقرّر كرد (م) .
[١٩٦] . بسا اشاره است به اينكه عُمَر، غير قريشي را از ازدواج با قريشي بازداشت، و منع كرد كه عجم با عرب ازدواج كند .
[١٩٧] . اشاره است به منع حقِّ خمس اهل بيت علیهم السلام به وسيله عمر .