منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٣١
صاعِ[١٨٧] رسول خدا را آن گونه كه بود رايج سازم .[١٨٨]
و زمينهایی را كه پيامبر به اقوامي واگذارد و حكمِ آن حضرت امضا و اجرا نشد ، در اختيارِ آنان قرار دهم .
خانه جعفر را به ورثهاش بازگردانم و بخشي از آن را كه جزو مسجد كردهاند ، ويران سازم .
و قضاوتهای ستمگرانهای را که شده است ، باطل سازم .[١٨٩]
و زنانی را كه به ناحق در اختيار مردانياند ، به شوهرانشان باز گردانم ،[١٩٠] و بدين وسيله به پيشباز حكم خدا درباره زنان و احكام ازدواج روم .
و فرزندانِ بني تَغْلِب را به اسارت درآورم .[١٩١]
[١٨٧] . صاع: شش رطل آب كه پيامبر با اين ميزان آب غسل میكرد، و پس از آن حضرت، آن را كم دانستند؛ و نيز پيمانه اي در كيل كه بر اساسِ آن حقوقِ مالي و . . . بايد پرداخت میشد (م) .
[١٨٨] . بنگرید به، كتاب الخلاف (شيخ طوسي) ١: ١٢٩، مسئله ٧٣ -
[١٨٩] . مانند حكم عُمَر به عَوْل و تَعْصيب در ارث و . . .
[١٩٠] . مثل كسي كه بي حضور دو شاهد عادل و يا در حال حيض، زنش را طلاق دهد .
بسا اين سخن امام ١ اشاره به فرمايش آن حضرت بعد از بيعت باشد كه فرمود: آگاه باشيد! هر زميني كه عثمان اقطاع كرد [و به ناحق در اختيار خويشانش قرار داد[ و هر مالي را كه او ]به كسانش] بخشيده، به بيت المال برمي گردانم؛ چراكه حق از بين رفتني نيست و چيزي آن را باطل نمیكند! اگر دريابم كه اين اموال كابين زناناند آنها را بازپس میگيرم و . . . (بنگرید به، نهج البلاغه، خطبه ١٥؛ و شرح نهج البلاغه ١: ٢٦٩) .
[١٩١] . زيرا عُمَر جزيه را از آنان برداشت [و بر ايشان دو برابر زكات مقرّر كرد] آنان اهل ذمّه نبودند، از اين رو، اسير ساختن فرزندانِ آنها حلال و شايسته بود .
بَغَوي (م٥١٠هـ) در شرح السنّة میگويد: روايت شده كه عُمَر خواست از نصاراي عرب جزيه بگيرد، گفتند: ما عربيم! آنچه را عجم میپردازد نمیدهيم، ليكن مانند صدقه معمول در ميان مسلمانان را از ما بستان! گفت: حكم خدا جزيه گرفتن از شماست! گفتند: به اسم صدقه هرچه خواهي بيفزا و به عنوان «جزيه» چيزي از ما مگير . عُمَر با آنها توافق كرد كه دو برابر صدقه را از آنها بگيرد (بحار الأنوار ٣١: ٣٤) .