منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٢٧
چون در اسلام سابقهای داشت و داماد پيامبر به شمار میرفت و شأن خود را كمتر از ابوبكر و عمر نمیدانست .
چگونه عثمان میتوانست اعتراض مردم را بر خود به جهت مخالفت با بعضي از اجتهاداتِ شيخين تحمّل كند با آنكه خود شاهد بود كه آنان در برابر اجتهاداتِ سنّت ستيز عُمَر سكوت میكردند ، بلكه اين اجتهادها را پسنديدند و آنها را روش زندگي قرار دادند كه با سنّت پيامبر برابري میكرد ، بلكه در موارد بسياري بر خلاف سنّت بود ؛ و در تشريع بعضي از آنها «عُمَر» بسي جسورتر و بي باكتر از «عثمان» گام نهاد .
عثمان با خود میگفت : چرا عُمَر حق داشته باشد كه چيزي را با مصلحت انديشي تشريع يا نهي كند (مانند نماز تراويح ، متعه زنان و ) و من حق نداشته باشم؟!
چرا من تابع سياستِ ابوبكر و عمر باشم و خودم اجتهاد نورزم كه ديگران تابع من شوند؟!
عثمان آشكارا اين سخن را بر زبان آورد ، آنجا كه به معترضان گفت :
والله ، چيزي را بر من عيب میگيريد كه در برابر فرزند خطّاب به مثلِ آن ، تن داديد!
به خدا سوگند ، من يارانِ نيرومندي دارم كه شمارشان بيشتر و لايقترند و اگر فرايشان خوانم سويم میشتابند! هماورداني بيش از شما برايتان آماده ساختهام ، و اكنون زمان چنگ و دندان نشان دادن است [١٨٤]
پيش از اين ، ديديم كه ابن عوف نتوانست عثمان را به عهد و ميثاقش (كه
[١٨٤] . الإمامة والسياسة ١: ٤٦؛ تاريخ طبري ٢: ٦٤٥؛ البداية والنهاية ٧: ١٦٩ -