منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٢٥
داد و ستد در بازارها ، عُمَر را از ملازمت با پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و دين فهمي از آن حضرت باز میداشت ؛ چراكه خود میگويد : «معامله در بازار مرا به خود مشغول ساخت»[١٨٢] و اُبَي به او گفت : «تو سرگرم خريد و فروش بودي!»[١٨٣] و اين ، يكي از اسباب دريافت اندک عُمَر از محضر پيامبر بود .
باري ، وقايع جديد ، جوابهای فوري از قرآن و سنّت میخواست و از آنجا كه عُمَر با همه سنّت و وجوه تأويل آشنا نبود ، با مشكل دشواري رو به رو شد ؛ چراكه اگر بر خلاف قرآن و سنّت فتوا میداد ، در تنگناي رويارويي با صحابه میافتاد كه او را از موضعِ شرعي در آن واقعه ـ آن گونه كه از پيامبر شنيده بودند ـ آگاه میكردند .
از اين رو ، وي در آغاز ، حكم پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را میپرسيد تا بعد در تنگنا نيفتد يا بي چون و چرا ، آنچه را صحابه از سخنانِ پيامبر يادآور میشدند ، میپذيرفت .
ليكن استمرار سؤال از صحابه در حكم وقايع و حوادثي كه پياپي میآمد و اين فرض كه احكام از نصوص دريافت میشوند ناگزير عُمَر را در اين تنگنا میانداخت كه در هر موضع گيري شرعي در پي حكمِ خدا برآيد و طبيعي بود كه اين كار ، فرصتهای زيادي را از دستش میربود . به همين جهت ضروري يافت كه در چارچوب منع از كتابت و تدوين و نقل حديث ، به اجتهاد و عمل به
[١٨٢] . بنگرید به، صحيح بخاري ٢: ٧٢٧، حديث ١٩٥٦ (و جلد ٦، ص٢٦٧٦، حديث ٦٩٢٠) صحيح مسلم ٣: ١٦٩٥، باب الاستئذان .
[١٨٣] . سنن بيهقي ٧: ٦٩، باب ما خصّ به من أنّ أزواجه . . .، حديث ١٣١٩٧ -