منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١١٩
عُمَر است ؛ زيرا صحابه از او خواستند كه اجازه دهد سنّت را تدوين كنند ، وي با اينكه میدانست پيامبر فرمود : «براي ابو شاة بنويسيد» ، «علم را با كتابت ماندگار سازيد» ، آنان را از تدوين سنّت منع كرد .
اگر میگذاشت كه هريك از صحابه آنچه را از پيامبر شنيد مینوشت ، سنّت ضبط میشد ، و ميان آخرين نفر امّت و پيامبر جز صحابيای كه روايتش تدوين مییافت ، واسطه نبود ؛ چراكه اين ديوانها از آنان به تواتر نقل میشد ؛ چنان كه از بخاري به تواتر روايت میشود .[١٧٨]
شيخ محمّد ابو زهره میگويد :
خودداري بعضي از صحابه از كتابت حديث و منع آنان از اين كار ، به سبب نهي پيامبر از نوشتن حديث نبود ؛ زيرا در آثاري كه از آنان در منع يا خودداري از اين كار رسیده است ، اين تعليل نيست ؛ آنان ترس از اینکه [مبادا] مردم با پرداختن به حدیث از قرآن بازمانند يا ديگر اغراض را ، دليل میآورند .[١٧٩]
و چنين بود كه بسياري از سنّت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم از ميان رفت ، و حجم انبوهي از روايات را ـ كه از آن حضرت نبود ـ به وي نسبت دادند ، و مباني و اصول زيادي در شريعت تراشيده شد و احادیث پیامبر به طور كامل با رأي و اجتهاد بیامیخت تا آنجا كه بخاري خود را ملزم ساخت كه روايات كتابش را از ميان
[١٧٨] . اين سخن را استاد اَسَد حيدر در كتاب الامام الصادق والمذاهب الأربعه میآورد .
[١٧٩] . الحديث والمحدّثون: ٢٣٤ -