منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١١٧
خواستار شد .[١٧٦]
اینها ـ همه ـ حاكي از آناند كه مسئله «عدالت صحابي» در عهد ابوبكر و عمر (و حتّي عثمان) مطرح نبود ، بلكه بعدها پديد آمد و ريشه در سنّت ندارد ؛ زيرا هر آنچه از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در اين زمينه نقل کردهاند ، جاي ترديد و رد است .
و چنين است هالهای از قداست كه براي صحابه در نظر میگيرند و آنان را به منزله معصوم میشمارند و سخن آنها را مخصّص قرآن میدانند .
آري ، شيوه مکتب خلفا و داعيان به رأي گرايي و مصلحت محوري (و ياران آنها) چنين است . براي توضيح بيشتر ، كلام تفتازاني را در شرح المقاصد میآوريم ، آنجا كه میگويد :
ظاهرِ درگيريها و مشاجراتي كه ميان صحابه رخ داد ـ و در تواريخ مسطور است ـ دلالت میكند كه بعضي از آنها از راه حق منحرف شدند و به حد ظلم و فسق رسيدند . عامل اين كجروي ، حقد و عناد و حسد و دشمني و رياست طلبي و گرايش به لذّتها و شهوتها بود كه در وجود بعضي از آنها ريشه داشت ؛ زيرا هر صحابيای معصوم نيست و هركه پيامبر را ديد ، نيك نام نمیباشد .
با وجود اين ، علما از باب حسن ظن به اصحاب پيامبر ، براي آنان وجوه و تأويلاتي آوردهاند كه شايسته آنهاست و بر اين باورند كه آنان از گمراهي و فسق مصوناند .
اين كار براي حفظ عقائد مسلمانان از انحراف و گمراهي در حق بزرگان صحابه ـ به ويژه مهاجران و انصار و آنان كه به بهشت
[١٧٦] . بنگرید به، تاريخ طبري ٢: ٢٧٤؛ البداية والنهاية ٦: ٣٢٣؛ ثقات ابن حبّان ٢: ١٦٩ -