منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٠٨
حق را از اهلش ستاند و ويژه خود ساخت .[١٦٤]
همه اینها ، نقش عمر را در تقويت فقه امويان مینماياند ، او به عثمان و معاويه (و ديگر كساني كه با مكتب «تعبّد محض» مخالف بودند) ميدان داد تا فقه جديد و بنيانهای نوي را در قانون گذاری اسلامي پیريزی کنند . در مقابل ، مینگريم امويان میكوشند فقه ابوبكر و عُمَر و عثمان را استوار سازند .
انگاره حجيّت قول صحابی
غزالي در المستصفي درباره حجيّت قول صحابي ـ پس ازطرح نظراتي در اين باره ـ میگويد :
از مصادر خيالی ، قول صحابي است ؛ گروهي بر اين باورند كه مذهب صحابي ـ به طور مطلق ـ حجّت است ، و قومي آن را حجّت میدانند هرچند مخالف با قياس باشد ، و دستهای تنها قول ابوبكر و عُمَر را حجّت میدانند به دليل اين حديث پيامبر كه فرمود : «به دو نفر پس از من اقتدا كنيد» و طائفهای به حجيّت قول خلفاي راشدين ـ آن گاه كه با هم هماهنگ باشند ـ قائلاند ، همه اینها نزد ما باطل است .[١٦٥]
سپس غزالي به ردّ همه اين اقوال میپردازد و میگويد :
كسي كه اشتباه و سهو بر او جايز است و عصمتش ثابت نمیباشد ، قولش حجيّت ندارد ؛ با جواز خطا چگونه میتوان به قولِ ايشان احتجاج ورزيد؟! چگونه بي حجّت متواتر ، عصمتِ آنان ادعا میشود؟ چگونه میتوان عصمتِ قومي را تصُّور كرد كه اختلافشان جايز است؟
چگونه دو معصوم با هم اختلاف میورزند؟ چگونه است كه
[١٦٤] . الأنوار النعمانيه ١: ٥٣ (به نقل از بلاذري)؛ بحار الأنوار ٤٥: ٣٢٨ -
[١٦٥] . المستصفي: ١٦٨ -