منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٠٥
به شما رو نمیآورد .[١٥٩]
در راستاي اجرای سياست ابوبكر و عُمَر است كه ابن عوف به امام علی علیهالسلام گفت :
با تو به اين شرط بيعت میكنم كه احدي از بني هاشم را بر مردم نگماري ![١٦٠]
و آن گاه که اعتراضها بر عُمَر بالا گرفت كه :
عُمَير بن سعد را از حكومتِ حِمْص عزل كردي و معاويه را جاي آن گماشتي؟! عُمَر گفت : از معاويه جز به نيكي ياد مكنيد ، از رسول خدا شنيدم كه میگفت : خدايا او را هدايت كن ![١٦١]
چندان روشن نيست كه آيا اين حديث را امويان ساختند تا کارهايی را که معاويه در دوران سلطنتش انجام داد ، آبرو بخشند؟ يا اينكه عُمَر با اين سخن میخواست اعتراض مردم را فرونشاند؟
آيا طلب هدايت از خدا براي معاويه ، با اين سخن پيامبر سازگار است كه او
[١٥٩] . مروج الذهب ٢: ٣٣٠ -
[١٦٠] . الإمامة والسياسة ١: ٣١؛ و بنگرید به، طبقات ابن سعد ٣: ٣٤٤؛ تاريخ طبري ٢: ٥٦٠؛ مصنّف عبدالرزّاق ٥: ٤٨١، حديث ٩٧٧٦؛ مصنّف ابن اَبي شيبه ٧: ٤٣٩، حديث ٣٧٠٧١؛ سنن بيهقي ٨: ١٥١ (در اين منابع آمده است كه عمر اين سخن را به حضرت علی علیهالسلام و ديگر اصحاب شورا ـ روزي كه آنان را تعيين كرد ـ گفت) .
[١٦١] . البداية والنهاية ٨: ١٢٢ - در تاريخ دمشق (جلد ٥٩، ص٨٥) از ابو سائب نقل شده كه گفت: از پدرم شنيدم كه چون عمر معاويه را والي ساخت، مردم گفتند: جواني را به ولايت گمارد! عمر گفت: مرا سرزنش میكنيد! شنيدم رسول خدا میگفت: خدايا، معاويه را هدايت يافته اي هدايت گر قرار ده؛ او را هدايت كن و به وسيله او ديگران را هدايت ساز .