منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٠١
سازگار بود و تطابق آن با كتاب الهي احراز شد ، اخذ شود و اگر بر خلافِ تعاليم قرآن بود ، بايد آن را دور افكند و به ديوار زد .
همه اين سخت گيريها براي اين بود كه میخواستند ضوابط و معيارهايي را ارائه دهند كه بر اساس آنها «حديث» پذيرفته يا ردّ شود .
با امور و ادلهای كه بيان كرديم میتوان دريافت كه حسن ظن به صحابه (و مانند آن) از اموري نيست كه بتوان بر آن اعتماد كرد و شريعت و فقه را بر آن بنا نهاد .
معناي وحدت رويّه در انديشه و مباني [وحدتِ فكري و اصولي] همين است . كلام عترت ، قرآن را تفسير میكند و قرآن به طهارتِ عترت استوار میگردد . بنابراين «عليٌّ مع القرآن والقرآن مع عليّ»[١٤٢] (علي با قرآن است و قرآن با علي است) و در سخنِ عترت ، آموزهای را نمیتوان يافت كه بر خلافِ قرآن باشد ، و به عكس .
اين مطلب در فقه خلفا ـ كه فقه اشخاص را بر قرآن عرضه نمیکنند ـ به عكس است ، و بسا اين كار را از اعمال بي دينان به شمار آورند ؛[١٤٣] زيرا دريافتهاند كه در موارد بسياري ميانِ قرآن و اجتهادات صحابه تبايُن هست ، بلكه فقه صحابه و عمل آنها را مُخَصِّصِ قرآن قرار میدهند و اين بدان جهت است كه كوردلي را دوست میدارند ؛ چراكه در كتابِ الهي شك و باطل راه ندارد .
شيخ محمّد ابو زُهْرَه میگويد :
حنفيان و حنبليان عمل صحابي را مُخصِّص قرآن میشمارند با اين تعليل كه صحابي آگاه ، عمل به عموم كتاب را جز با دليل [مُوجَّه] وانمي گذارد از اين رو ، عمل صحابي بر خلاف عمومِ قرآن ، دليل
[١٤٢] . المعجم الصغير ٢: ٨٢، حديث ٧٢٠؛ مستدرک حاکم ٣: ١٣٤، حديث ٤٦٢٨ -
[١٤٣] . بنگرید به، مقدمه مصنّف ابن أبي شيبه .