مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧١ - عبادت حقیقی
رشتههای مختلف به صد جا بسته باشد، اگر یکی از آنها بریده شود نود و نه تای دیگر هست، دو تا بریده شود نود و هشت تای دیگر هست. انسان برای این که به خدا از نظر عمل موحّد باشد و همه رشتهها [ی متّصل به او] از خدا سرچشمه بگیرد باید همه اینها را قطع کند تا بتواند به او وصل کند و [مصداق] فَمَنْ یکفُرْ بِالطّاغوتِ وَ یؤْمِنْ بِاللَّهِ [١] بشود. اینها معتقدند که همین چیزی که اسمش «بلا» هست (عشق) سبب میشود که انسان از همه آن صد شیء میبرد، به همان یکی وصل میشود و این حالت تمرکز در او پیدا میشود. آنگاه مدّعی هستند همین قدر که این تمرکز- و لو نسبت به یک مظهر و یک شیء باطل- در او پیدا شد بعد امکان این که این تمرکز تحت مراقبت یک «کامل» از اینجا برداشته شود و به مرکز اصلی خودش گذاشته شود هست. آنچه گفتهاند روی این حساب است.
سؤال دیگر این است که:
آیا پرستش را به مفهوم عبودیت به کار میبرید؟ اگر چنین است پس با توضیحی که در مورد پرستش فرمودید که مرحله نهایی عشق است، عبادتی را که بندگان فقط به قصد انجام وظیفه انجام میدهند چه میتوان نامید؟
عبادت حقیقی
این که جواب روشنی دارد و آن این است که این، جزء اصول مسلّم معارف اسلامی است که در عبادت، اخلاص شرط است: وَ ما امِروا الّا لِیعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ [٢] و یکی از اخلاصها، بلکه بالاترین اخلاصها، این است که انسان معبودش هوای نفس خودش نباشد. حال هر جا که هوای نفس باشد قهراً نوعی شرک در آنجا وجود دارد، در این بحثی نیست، ولی یک وقت هست که شرک انسان، به معنای متعارف شرک است، در واقع توحید است، یعنی توحید در غیر خداپرستی است که اکثر مردم موحّدند در خداناپرستی.
گفتند مرحوم شیخ جعفر شوشتری، آن سالهایی که آن منبرهای معروف را در
[١]. بقره/ ٢٥٦.[٢]. بینه/ ٥.