مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦ - ٤ ولاء تصرّف
اعتقادی دارد نه جنبه عملی.
دوم آنکه در بیان احکام دین بعد از پیغمبر به چه کسانی باید رجوع کرد و آن کسان علم خود را از چه طریق کسب کردهاند؟ و آیا آنها در بیان احکام معصوماند یا نه؟ و چنانکه میدانیم شیعه معتقد به امامت ائمّه معصومین است. این جهت، هم جنبه اعتقادی دارد و هم عملی.
سوم از جنبه معنوی و باطنی. از نظر شیعه در هر زمان یک «انسان کامل» که نفوذ غیبی دارد بر جهان و انسان، و ناظر بر ارواح و نفوس و قلوب است و دارای نوعی تسلّط تکوینی بر جهان و انسان است، همواره وجود دارد و به این اعتبار نام او «حجّت» است. بعید نیست- همچنانکه گفتهاند- آیه کریمه «النَّبِی اوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ انْفُسِهِمْ» [١] ناظر به این معنی از ولایت نیز بوده باشد.
مقصود از ولایت تصرّف یا ولایت تکوینی این نیست که بعضی جهّال پنداشتهاند که انسانی از انسانها سمت سرپرستی و قیمومت نسبت به جهان پیدا کند به طوری که او گرداننده زمین و آسمان و خالق و رازق و محیی و ممیت من جانب اللَّه باشد.
اگر چه خداوند، جهان را بر نظام اسباب و مسبّبات قرار داده و موجوداتی که قرآن آنها را ملائکه مینامد «مدبّرات امر» [٢] و «مقسّمات امر» [٣] به اذن اللَّه میباشند و این جهت هیچ گونه منافاتی با شریک نداشتن خداوند در ملک و خالقیت ندارد، و همچنین با این که «به هیچ وجه هیچ موجودی «ولی» به معنای یار و یاور خدا و حتّی آلت و ابزار خدا به شمار نمیرود» منافات ندارد (وَ لَمْ یکنْ لَهُ شَریک فِی الْمُلْک وَ لَمْ یکنْ لَهُ وَلِی مِنَ الذُّلِّ وَ کبِّرْهُ تَکبیراً) [٤]، نسبت مخلوق به خالق جز مخلوقیت و مربوبیت مطلقه و لا شیئیت نیست.
قرآن در عین اینکه خداوند را در حدّ اعلای غنا و بینیازی معرّفی میکند و در عین اینکه مثلًا میگوید:«اللَّهُ یتَوَفَّی الانْفُسَ حینَ مَوْتِها» [٥]، باز میگوید:«قُلْ یتَوَفیکمْ مَلَک
[١]. احزاب/ ٦.[٢]. نازعات/ ٥.[٣]. ذاریات/ ٤.[٤]. اسراء/ ١١١.[٥]. زمر/ ٤٢.