مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٢ - محدود و نامحدود
سرزمینی که فیل ندیده بودند آوردند و آن را در خانهای تاریک قرار دادند. مردم یک یک به درون خانه میرفتند و به او دست میساییدند و پس از بیرون آمدن بر اساس لامسه خود درباره فیل قضاوت میکردند. آنکه دستش خرطوم فیل را ساییده بود در جواب کسانی که پرسیدند فیل چه شکل بود گفت درست به شکل ناودان خانه است. آنکه دستش گوش فیل را لمس کرده بود، در جواب پرسش اینکه فیل چگونه است گفت فیل عیناً به شکل بادبزن است. آنکه دست خود را به پشت فیل مالیده بود، گفت فیل مانند یک تخت است. دیگری که دستش با پای فیل تماس پیدا کرده بود گفت فیل مانند یک استوانه است:
پیل اندر خانهای تاریک بود | عرضه را آورده بودندش هنود | |
از برای دیدنش مردم بسی | اندر آن ظلمت همی شد هر کسی | |
دیدنش با چشم چون ممکن نبود | اندر آن تاریکیش کف میبسود | |
آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد | گفت همچون ناو دانستش نهاد | |
آن یکی را دست بر گوشش رسید | آن بر او چون بادبیزن شد پدید | |
آن یکی را کف چو بر پایش بسود | گفت شکل پیل دیدم چون عمود | |
آن یکی بر پشت او بنهاد دست | گفت خود آن پیل چون تختی بد است | |
همچنین هر یک به جزئی میرسید | فهم آن میکرد هر جا میتنید | |
از نظرگه گفتشان بد مختلف | آن یکی دالش لقب داد آن الف | |