مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٦
یمجّسانه» [١] هر مولودی که متولّد میشود، بر فطرت الهی، بر فطرت اسلامی به دنیا میآید، پدران و مادران [٢] هستند که اینها را تغییر میدهند، اگر یهودی هستند یهودیاش میکنند، نصرانی هستند نصرانیاش میکنند، مجوسی هستند مجوسیاش میکنند، هر که هر گروهی هست آن گروهیاش میکند.
این حدیث، در احادیث اهل تسنّن در صحیح بخاری است و در شیعه در کافی است. البتّه من قبلًا آن را در بحار دیده بودم ولی احادیثی که در بحار نقل شده بود، تقریباً میتوان گفت همه از مآخذ اهل تسنّن بود، و من یک وقتی فکر میکردم این حدیث را شیعه در کتب معتبرش نقل نکرده چون بحار هم که نقل میکرد از کتاب غوالی اللئالی ابن ابیجمهور احسائی نقل میکرد که آن، کتاب چندان معتبری در حدیث نیست، ولی بعد در تفسیر المیزان دیدم که از کافی هم نقل کردهاند. من الآن یادم نیست که خودم در کافی دیده باشم ولی تفسیر المیزان از کافی نقل میکند در ذیل همان آیه «فَاقِمْ وَجْهَک لِلدّینِ حَنیفاً».
این حدیث در نقل اهل تسنّن یک ذیلی هم دارد، میگویند پیغمبر بعد [از آنکه این جمله را فرمود] یک مثالی ذکر کرد- این مثال هم جالب است- فرمود: آیا هیچ تا به حال یک گوسفند را دیدهاید که از مادر متولّد بشود و گوشش بریده باشد؟! یا گوسفند از مادر با گوش سالم به دنیا میآید، بعد انسانها گوش حیوان را میبرند. مثال میزند فطرت اسلامیه را به همان گوش سالم که مقتضای سرشت و طبیعت انسان است، و غیر اسلام را به گوش بریده که یک عامل خارجی میآید چاقویی را بر میدارد و گوش حیوان را میبرد. این یک حدیث.
آنکه در نهج البلاغه (خطبه اول) است این است: بعد از آنکه خلقت عالم و آدم را اشاره میفرماید، نوبت مسأله بعث رسل میرسد و میفرماید: «فبعث فیهم رسله» خدا رسولان خود را در میان مردم مبعوث فرمود «و واتر الیهم انبیاءه» انبیای خودش را یکی بعد از دیگری فرستاد- یعنی به یکی قناعت نکرد، پشت سر هم فرستاد- که هر کدام آمدند و تأیید و تأکید قبلی را کردند، چرا؟ «لیستأدوهم میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمته و یحتجّوا علیهم بالتّبلیغ و یثیروا لهم دفائن العقول».
[١]. صحیح بخاری، کتاب الجنائز، ابواب ٨٠ و ٩٣.[٢]. معلوم است که اینها به عنوان نمونه عوامل خارجی ذکر شدهاند.