مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٣ - ١ حقیقت جویی
عینی؛ یعنی این جهان عینی را دریافت کند آنچنان که هست، بعد خودش بشود یک جهانی، ولی آن جهان بیرون، جهان عینی است، این همان جهان باشد ولی صورت عقلی همان جهان. این مسأله حقیقت یا حقیقت جویی، از نظر فیلسوفان همان کمال نظری انسان است، و انسان بالجبلّه و بالفطره میخواهد کمال نظری پیدا کند یعنی حقایق جهان را درک کند. چنین گرایشی در انسان برای رسیدن به حقایق جهان وجود دارد.
در روانشناسی هم میبینید که این حس را به نام «حسّ حقیقت جویی» یا «حسّ کاوش» مطرح میکنند. وقتی مسأله را در یک سطح گسترده طرح میکنند اسمش را میگذارند «حسّ کاوش» و میگویند این همان چیزی است که حتّی در کودک هم وجود دارد؛ در کودک بین دو سالگی و سه سالگی- به تفاوت میان کودکان- این حس پیدا میشود، حس سؤال که بچّه به سنّ سه سالگی که میرسد دائماً میپرسد. در تعلیم و تربیت نیز به پدر و مادرها توصیه میکنند که [تا حدّ ممکن پاسخ کودکان خود را بدهند و آنها را طرد نکنند.] پدر و مادرهای نادان و خالی از توجّه، وقتی میبینند بچّه سه چهار سالهشان دائماً سؤال میکند، این را فضولی تلقّی میکنند، میگویند: «بچّه! اینقدر فضولی نکن، حرف نزن». این اشتباه است. این، حسّ سؤال است، حسّ کاوشگری است، حسّ حقیقت جویی است که در او تازه زنده شده است و او میپرسد و حق دارد بپرسد، و حتی اگر از چیزهایی میپرسد که نمیتوانید جواب بدهید یا او نمیتواند جوابش را دریافت کند در عین حال نباید با تشر زدن و منکوب کردن و سرکوب کردن این حس، جوابش را داد که حرف نزن، فضولی نکن! باز باید تا حدّ ممکن، جوابی که بشود او را ارضاء و اقناع کرد به او داد. و حتّی میگویند بسیاری از خرابکاریهای بچّه [معلول همین حسّ است.] چون این خودش یک مسألهای است:
بچّه خرابکار است، به هر چه میرسد دست میزند، این را محکم میکوبد روی آن، آن را میزند به این، ... آیا انسان طبعا خرابکار است، بعد که بزرگ میشود اصلاح میشود، یا نه؟ میگویند این معلول همان حسّ کاوش اوست. میخواهد این را بزند به آن ببیند چه میشود. حال ما نمیزنیم چون میدانیم چه میشود، بارها تجربه کردهایم، بنابراین برای ما مشکل حل شده و سؤالی باقی نمانده، ولی او هنوز این مسأله برایش روشن نیست، میزند ببیند چه میشود. مسأله «استفهام» خود مسألهای است. حال آنچه که فلاسفه طرح میکنند در سطح بالاتری است، روانشناسها آن را