مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤ - ایمان به مددهای غیبی
میان فلسفه الهی و دین و مذهب هست، این است که فلسفه الهی (البتّه فلسفههای الهیای که از مذهب مثل اسلام استمداد نکردهاند) حدّاکثر به خدایی جدای از عالم، به غیبی جدای از شهادت اعتقاد دارند؛ مثل یک آدم ستارهشناس که میگوید در منظومه شمسی ستارهای کشف شد به نام «نپتون»، در کهکشان چنین چیزی کشف شد. خوب، هست که هست، به من چه مربوط؟ ولی در دین، عمده، آن رابطهای است که میان بنده و خدا، میان ما و جهان غیب برقرار میشود. دین از یک طرف ما را وادار به عمل و کوشش- و به تعبیر امیر المؤمنین «خدمت»- میکند، و از طرف دیگر میگوید پیوندها و رابطههایی معنوی میان غیب و اینجا هست؛ تو دعا کن، تو بخواه، تو استمداد کن، از یک راه نهانی که خودت نمیدانی، به هدف و نتیجه میرسی. میگوید صدقه بده، از یک راه نهانی که تو نمیدانی به هدف و نتیجه میرسی. میگوید صدقه بده، از یک راه نهانی که تو نمیدانی رفع بلا میکند. دعا کن، که البتّه شرایطی دارد، اگر دعا با آن شرایط صورت بگیرد، شما از یک راه نهانی استجابتش را خواهید گرفت. تصمیم بگیر، از خداوند در کارها الهام بخواه، بعد میبینی در موقع معین، سر بزنگاه، خدا به قلب تو الهامی کرد.
از غیب به تو مدد میرسد. البتّه «مدد غیبی» شرایطی دارد؛ معنایش این نیست که ما در خانهمان بنشینیم و بگوییم: ای غیب بیا به من مدد بده. نه، مدد غیبی، قانون و شرایط دارد.
پس عمده این است که ما ایمان به غیب و ایمان به مددهای غیبی در یک شرایط معین داشته باشیم. اصلًا «وحی» خود مدد غیبی است ولی در مقیاس اجتماع بشر.
آنجا که دیگر پای علم بشر، پای عقل بشر، پای فعّالیت بشر نمیرسد، آنجا که دیگر پای حس نمیرسد، پای عقل و فکر نمیرسد، خداوند به وسیله یک عدّه به نام «پیامبران»، بشر را هدایت و راهنمایی میکند، از غیب مدد میرساند. آنجا که جای عجز و ناتوانی بشر است، دیگر بشر فعّالیت خودش را کرده، کار خودش را انجام داده است، ناتوان است و در قدرت او نیست، جای مدد غیبی است. قرآن درباره پیغمبر اکرم میفرماید:«وَ اذْکروا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیکمْ اذْ کنْتُمْ اعْداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلوبِکمْ، فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ اخْواناً وَ کنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَکمْ مِنْها» [١] ای مردم! این نعمت خدا را فراموش
[١]. آل عمران/ ١٠٣.