مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨ - ایمان به غیب و آینده بشریت
شهری به این وسعت و عظمت مثل تهران و شهرهای بزرگتر مولود تمدّن جدید هستند. ولی امروز تمدّن بشریت به جایی رسیده که اگر یک «سزار» پیدا بشود، یک قدرت درجه اوّل دنیا پیدا بشود که یک جنون آنی به کلّهاش بزند، تمام بشریت از بین رفته است. صدر اعظم آلمان گفت اگر جنگ سوم جهانی رخ بدهد، دیگر غالب و مغلوبی وجود نخواهد داشت؛ تا حالا در جنگ یکی غالب بود و دیگری مغلوب، ولی اگر جنگ جهانی دیگری میان قدرتهای درجه اوّل جهان صورت بگیرد غالب و مغلوبی وجود نخواهد داشت؛ یعنی غالب و مغلوب هر دو از میان میروند. واقعاً بر اساس شرایط ظاهری حق با کی است؟ حق با بدبینهاست. اگر حساب بکنیم که دنیا به راستی روی انبار باروت است، از انبار باروت هم خطرناکتر (دیگر باروت یعنی چه؟! صد درجه بالاتر از انبار باروت) و از میان رفتنش با فشار دادن چند دکمه میسّر است، حق با آنهایی است که به آینده دنیا بدبیناند. راستی هم روی علل ظاهری هیچ دلیل ندارد که بدبین نباشیم، باید هم بدبین باشیم؛ نباید امیدوار باشیم که بچّههای ما یک عمر طبیعی و عادی بکنند و بچّههای خودشان را ببینند.
امروز میبینیم بشر به کره ماه میرود. با خود فکر میکنیم که کم کم آنجا سکونت میکند و اگر جنونی به کلّهاش بزند، از آنجا زمین را منهدم میکند. تنها یک چیز است و آن الهامی است که ما از دین میگیریم:«الَّذینَ یؤْمِنونَ بِالْغَیبِ». میگوییم البتّه در گذشته برای بشریت به مقیاسهای کوچک: مقیاسهای قبیلهای، کشوری، و مقیاسهای کمی بزرگتر: اقلیمی، از این خطرات پیش آمده ولی «جهان را صاحبی باشد خدا نام»، خداوند به یک وسیلهای آن را حفظ کرده است؛ وقتی هم که خطر به مقیاس جهانی به وجود آید باز لطف الهی از عالم گرفته نمیشود. چه حرف خوبی میزند گاندی، میگوید: اروپا آکنده است از جنون و نبوغ با هم، نوابغشان هم مجنوناند، نبوغهای توأم با جنون دارند.
از نظر منطق دین، از نظر «الَّذینَ یؤْمِنونَ بِالْغَیبِ»، از نظر منطق خبرهایی که از طریق دین گرفتهایم، نه از روی اصول ظاهر، میگوییم خیالمان از این جهت که بشریت بکلّی نیست و نابود بشود راحت است، هر چه در گذشته بوده است مقدّمهای بوده برای آنچه که در آینده پیش میآید؛ ما آیندهای پیش رو داریم که در آن به تعبیر اسلام عقلها کامل میشود. حدیث دارد که خداوند (نمیگوید امام زمان) در آن دوره