مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٠
اتّفاقاً یکی از دلایلی که ما همیشه به آن استناد میکنیم این است که مشتریهای دین یعنی گرایش پیداکنندگان به دین از چه گروههایی هستند؟ آیا مردمی که به حسب طبع، ساختمان اوّلیه، سرشت- اسمش را هر چه میخواهید بگذارید- نجیب و شریف هستند گرایش به دین پیدا میکنند، یا اغلب مردم نجیب و شریف، آنهایی که در خود احساس شرافت میکنند، هیچ به طرف دین توجّه نمیکنند، فقط افرادی که شرافتشان را باخته و فراموش کردهاند توجّه به دین پیدا میکنند؟ در عمل، ما میبینیم بعضی ایراد میگیرند- و ایراد هم خودش یک حرفی است- که مؤمنهایی که شما میبینید این قدر افراد پاکی هستند اینها را دین این جور پاک نساخته است، اینها اوّل پاک بودهاند بعد آمدهاند به طرف دین. اگر کسی به این صورت ایراد بگیرد اندکی نزدیکتر است به قبول تا به آن صورت که بگوید افرادی که پاکی و شرافت و همه [خوبیهایی] را که دارند فراموش میکنند- چون آن را از دست میدهند- شرافتها را به یک امر دیگری به نام «خدا» نسبت میدهند. و لهذا ببینید نکات و ظرایف قرآن چگونه است:
یک مسألهای مورد سؤال است؛ غالباً میگویند چرا قرآن مثلا میگوید:«ذلِک الْکتابُ لا ریب فیه، هُدی للْمُتّقین» [١] (و نظیر این در آیات قرآن زیاد است) هدایت است برای متّقیان. این جور سؤال میکنند که در اینجا فرض بر این است که اوّل، افراد متّقی هستند بعد قرآن متّقیها را هدایت میکند، و حال آنکه قرآن غیر متّقیها را متّقی میکند نه این که متّقیها را هدایت میکند. یا در سوره مبارکه یس میخوانیم:
یس، وَ الْقُرْانِ الْحَکیمِ، انَّک لَمِنَ الْمُرْسَلینَ، عَلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ، تَنْزیلَ الْعَزیزِ الرَّحیمِ، لِتُنْذِرَ قَوْماً ما انْذِرَ اباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلونَ ... انَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکرَ وَ خَشِی الرَّحْمنَ بِالْغَیبِ [٢].
مقصودم آیه اخیر است.
این را جواب دادهاند- در تفسیر المیزان هم خیال میکنم این مطلب هست- که انسانها دارای دو گونه هدایت هستند: هدایت فطری و هدایت به اصطلاح اکتسابی، و
[١]. بقره/ ٢.[٢]. یس/ ١- ١١.