مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩١ - نظریات درباره علل پیدایش دین
فرعونیان.
وقتی پیغمبر اسلام ظهور کرد چه کسانی از او حمایت کردند؟ متنفّذین و پولدارها و رباخوارها؟ آنها همانها هستند که پیغمبر اکرم علیه آنها قیام کرد. قرآن اینها را با کلمه «ملأ» تعبیر میکند؛ یعنی اشراف. اینها همه مخالف بودهاند. اینهایی که این طبقه را تشکیل میدادند همان رهبران مخالفین آن حضرت بودند از قبیل ابو سفیان، ابو جهل، ولید بن مغیره. اینها همه از گردن کلفتان درجه اول عربستان بودهاند.
اما آنهایی که به عنوان یاران و گروندگان پیغمبر اکرم اسمشان را در تاریخ میبینیم از قبیل عمّار یاسر، ابوذر غفاری، سلمان پارسی، عبد اللَّه بن مسعود و نظایر آنها جزو طبقات زیر دست و محکوم و مظلوم اجتماع بودهاند.
تقریباً در یک سال و نیم پیش که خروشچف هنوز سقوط نکرده بود، در روزنامههای اطّلاعات و کیهان خبری را خواندم و اتّفاقاً همان وقت در سخنرانیای که در تهران داشتم آن را نقل کردم و گفتم «بخوانید و تعجّب کنید». آن وقت «بن بلّا» رئیس جمهور پیشین الجزایر هنوز بر سر کار بود. بن بلّا گفته بود «وقتی خروشچف به الجزایر آمد من به او گفتم که اسلام میتواند در شمال افریقا به عنوان نیروی محرّک و نیروی انقلابی عظیمی به کار رود. خروشچف تصدیق کرد و گفت بله، یک نفر دیگر هم از تئوریسینهای کمونیست که گویا از فرانسه یا ایتالیا به الجزایر آمده بود، او هم پذیرفته بود که اسلام در شمال افریقا میتواند عامل تحرّک اجتماع و عامل مبارزه با امپریالیسم بوده باشد». من این را در مجلس آن شب نقل کرده و گفتم آقایان اینها همان کسانی هستند که تا پنجاه سال پیش میگفتند دین افیون ملتهاست، اختراعی است که طبقه حاکم علیه طبقه محکوم کرده است، ولی حالا که اسلام را از نزدیک میبینند و یک مسلمان انقلابی مثل «بن بلّا» اسلام را برای آنها تشریح میکند، تصدیق میکنند که اسلام میتواند محرّک تاریخ باشد.
بنابراین، فرضیه فوق هم راجع به مبدأ و منشأ پیدایش دین منسوخ شد و از بین رفت.
فرضیهای هم فروید آورد. این فرضیه را هم برای شما نقل میکنم. از نقل این فرضیههای گوناگون حدّاقل اینقدر میتوانید استنباط کنید که در مغرب زمین در میان مخالفین دین، وحدت نظری وجود ندارد، هر یک از مخالفین چیزی مخصوص به خود