مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧ - ١ آیا منشأ اعتقاد به درس ناخواندگی پیغمبر تفسیر کلمه « امّی » بوده است؟
وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ الّا فی کتابٍ مُبینٍ [١].
هیچ تر و یا خشکی نیست مگر آنکه در نوشتهای روشن مضبوط است.
در قرآن کریم تنها در مواردی که کلمه «اهل» به این کلمه اضافه شده و «اهل الکتاب» گفته شده است، اصطلاح خاصّی منظور شده است.
اهل کتاب یعنی پیروان یکی از کتب آسمانی. در سوره نساء آیه ١٥٣ چنین میفرماید:
یسْئَلُک اهْلُ الْکتابِ انْ تُنَزِّلَ عَلَیهِمْ کتاباً مِنَ السَّماءِ.
پیروان کتاب آسمانی از تو میخواهند که از آسمان نامهای بر آنها فرود آوری.
در این آیه این کلمه دو نوبت ذکر شده است: یک نوبت با کلمه «اهل» و یک نوبت تنها. آنجا که کلمه «اهل» به این کلمه اضافه شده است مقصود کتاب آسمانی است، و آنجا که تنها ذکر شده یک نامه ساده است.
بعلاوه، جمله «و لا تخطّه بیمینک» خود قرینه است که مقصود این است: «تو نه میخواندی و نه مینوشتی، و اگر خواندن و نوشتن میدانستی تو را متّهم میکردند که از جای دیگر گرفته و نوشتهای، امّا چون تو نه خواندن میدانستی و نه نوشتن، پس جایی برای این تهمت نیست».
امّا اگر مقصود این باشد که تو کتابهای مقدّس را چون به زبان دیگر است نخواندهای، معنی آیه این خواهد بود: «تو قبلًا به زبانهای دیگر نمیخواندی و به آن زبانها نمینوشتی» و البتّه معنی درستی نیست، زیرا تنها خواندن آن کتابها با آن زبانها کافی بود برای تهمت؛ لازم نبود که حتماً با آن زبانها بتواند بنویسد؛ همین قدر که با آن زبانها میخواند و لو با زبان خودش مینوشت، کافی بود که مورد تهمت قرار گیرد.
آری، در اینجا نکتهای هست که ممکن است مؤید نظر آقای دکتر سید عبد اللّطیف باشد هر چند خود وی متذکر این نکته نشده است، هیچیک از مفسّران نیز به آن توجه نکردهاند.
[١]. انعام/ ٥٩.