مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٦ - واژه « ولی »
برای این مادّه و مشتقّات آن، معانی بسیاری ذکر کردهاند، مثلًا برای لفظ «مولی» بیست و هفت معنی ذکر کردهاند؛ امّا بدیهی است که این لفظ برای بیست و هفت معنی جداگانه وضع نشده است، یک معنی اصلی بیشتر ندارد، در سایر موارد، به عنایت همان معنی استعمال شده است. معانی متعدّد، و به تعبیر بهتر، موارد استعمال متعدّد را از روی قرائن لفظی و حالی باید به دست آورد.
این لفظ، هم در مورد امور مادّی و جسمانی استعمال شده است و هم در مورد امور معنوی و مجرّد، ولی مسلّماً در ابتدا در مورد امور مادّی استعمال شده است و از راه تشبیه معقول به محسوس و یا از راه تجرید معنی محسوس از خصوصیت مادّی و حسّی خودش، در مورد معنویات هم استعمال شده است، زیرا توجّه انسان به محسوسات- چه از نظر یک فرد در طول عمر خودش و چه از نظر جامعه بشری در طول تاریخش- قبل از تفکر او در معقولات است؛ بشر پس از درک معانی و مفاهیم حسّی تدریجاً به معانی و مفاهیم معنوی رسیده است و طبعاً از همان الفاظی که در مورد مادّیات به کار میبرده است استفاده کرده و آنها را استخدام نموده است، همچنانکه ارباب علوم، الفاظ خاصّی را برای علم خود اختراع نمیکنند بلکه از الفاظ جاری عرف استفاده میکنند امّا به آن الفاظ مفهوم و معنی خاص میدهند که با مفهوم و معنی عرفی متفاوت است.
راغب راجع به خصوص کلمه «ولایت» از نظر موارد استعمال میگوید:
«ولایت (به کسر «واو») به معنی نصرت است و امّا ولایت (به فتح «واو») به معنی تصدّی و صاحب اختیاری یک کار است، و گفته شده است که معنی هر دو یکی است و حقیقت آن همان تصدّی و صاحب اختیاری است».
راغب راجع به کلمه «ولی» و کلمه «مولی» میگوید:
«این دو کلمه نیز به همان معنی است؛ چیزی که هست گاهی مفهوم اسم فاعلی دارند و گاهی مفهوم اسم مفعولی».
آنگاه به ذکر موارد استعمال آنها میپردازد.