مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٩ - ابراهیم، رهبر و امام
بودند ولی رهبر نبودند؛ اما پیغمبران بزرگ هر دو منصب و هر دو شأن را داشتهاند، هم شأن راهنمایی و هم شأن رهبری. ابراهیم، موسی، عیسی هر کدام رهنما و رهبرند.
خاتم الانبیاء «رهنمای رهبر» است. قرآن مجید بر این اصل بسیار تکیه میکند و در معارف شیعه این اصل قرآنی جای شایسته خود را دارد.
این نکته را باید یادآوری کنم که آنچه قرآن تحت عنوان رهبری از آن بحث میکند، ما فوق رهبریای است که بشریت میشناسد. رهبریای که بشریت میشناسد از حدود رهبری در مسائل اجتماعی تجاوز نمیکند، ولی منظور قرآن از رهبری، علاوه بر رهبری اجتماعی رهبری معنوی یعنی رهبری به سوی خداست و آن خود حساب دقیق و حسّاسی دارد و از رهبریهای اجتماعی بسی دقیقتر و حسّاستر است. فعلًا مجال بحث درباره این جهت نیست.
ابراهیم، رهبر و امام
قرآن درباره ابراهیم (علیه السّلام) حرف عجیبی میزند و میگوید:«وَ اذِ ابْتَلی ابْراهیمَ رَبُّهُ بِکلِماتٍ ...» [١] خداوند ابراهیم را در مراحل بسیار مورد آزمایش قرار داد و ابراهیم از این آزمایشها پیروز بیرون آمد.
ابراهیم از پیغمبرهایی است که سرگذشت عجیبی دارد و آزمونها برایش پیش آمده و در همه آنها کمال موفّقیت و پیروزی را داشته است. در میان قوم بابل به نبوّت مبعوث شد و یکتنه با عقاید منحط و شرک آمیز قوم خود که همه را فرا گرفته بود مبارزه کرد. همه بتها را به استثنای بت بزرگ شکست. تبر بت شکنی را به گردن بت بزرگ انداخت به علامت اینکه بتها با یکدیگر نزاع کرده و بت بزرگ سایر بتها را به این روز انداخته است.
ابراهیم با این کار خود نیروی فطری عقلی خفته مردم را بیدار کرد، زیرا فطرتاً درک میکنند که ممکن نیست جمادات با یکدیگر به نزاع برخیزند. همین جا به خود میآیند که پس چرا انسان عاقل شاعر مدرک، سر به آستان این موجودات لا یشعر فرود آورد؟! ابراهیم مکرّر مورد غضب و خشم نمرود قرار گرفت تا آنجا که او را در
[١]. بقره/ ١٢٤.