مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٤ - « لبّ » در قرآن
فَبَشِّرْ عِبادِ، الَّذینَ یسْتَمِعونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعونَ أحْسَنَهُ اولئِک الَّذینَ هَدیهُمُ اللَّهُ وَ اولئِک هُمْ اولُوا الألْبابِ [١].
نوید بده آن دسته از بندگان مرا که به سخن گوش فرا میدهند، امّا از میان آنچه میشنوند آنکه بهتر است برای عمل و پیروی انتخاب میکنند. آنها هستند کسانی که خداوند آنها را رهبری کرده، و آنها هستند صاحبان لب.
سخنی که انسان میشنود به وسیله گوش میشنود. گوش یک حاسّه است در بدن ما. برای گوش تفاوتی نیست که آنچه میشنود چه باشد؛ تمیز دادن و غربال کردن شنیدهها کار گوش نیست. امّا نیروی دیگری در انسان هست که قادر است فراوردههای گوش را مورد رسیدگی قرار دهد، روی آنها حساب کند، خوبی و بدی و صحّت و سقم و درستی و نادرستی هر یک از آنها را به دست آورد. آن قوّه و نیرو، باطن و نامحسوس است نه ظاهر و محسوس؛ کاری هم که صورت میدهد از نوع کارهای محسوس نیست.
آری، انسان با قشر و پوسته و قسمت محسوس و ظاهر جهان وجود خود، با قشر و پوسته محسوس جهان بزرگ ارتباط پیدا میکند، و با قسمت هسته و مغز نامحسوس جهان وجود خود، با باطن و هسته و مغز و جنبههای نامحسوس جهان بزرگ ارتباط پیدا میکند.
شخصی از امیر المؤمنین (ع) سؤال کرد: «هل رأیت ربّک؟» (آیا خدای خود را دیدهای؟). فرمود: «لم أعبد ربّا لم أره» (من خدایی را که ندیدهام بندگی نکردهام). بعد فرمود: «لم تره العیون بمشاهدة العیان و لکن رأته القلوب بحقایق الایمان» [٢] بلی خدا دیده میشود امّا نه با چشم. چشم ابزار این کار نیست و برای این کار آفریده نشده است.
او را دل روشن به نور ایمان میبیند. دیده دل است که میتواند او را شهود کند.
دیدن روی تو را دیده جان بین باید | این کجا مرتبه چشم جهان بین من است | |