مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٥ - ب طفیلی بودن باطل و استقلال حق
آثارش نگاه میکنند میبینند آثار بد دارد؛ معاندها زبانشان دراز میشود که این دین و مذهب شما هم خراب از آب در آمد؛ دیگر نمیدانند که این خرابیها و آثار سوء مال باطل است نه مال حق. حق هرگز طوری رفتار نمیکند که زبان معاندین بر او دراز شود).
سرگذشت معاویه بیانگر این حقیقت است. چه شد که معاویه توانست پست خلافت را اشغال کند؟ با نیروی حق، با نیروی مردم مرتاد، حقّ طلب، حنیف و حقیقت جو که تازه با اسلام آشنا شده بودند و دلشان برای اسلام میطپید. وقتی عثمان بر اثر انحرافهایش در خطر کشته شدن بود، معاویه هیچ کمکی برای او نفرستاد، برای اینکه او با عثمان کار نداشت، او دنبال ریاست خودش بود. فکرهایش را کرد، دید اگر عثمان کشته بشود مرده عثمان بیشتر به نفع اوست تا زنده او؛ لذا جاسوسهایش را فرستاد تا لباس خون آلودی، انگشت بریدهای از عثمان برای او ببرند. وقتی اینها را آوردند فوراً پیراهن عثمان را بر سر دروازه شام یا مسجد جامع دمشق آویزان کرد و رفت بالای منبر شروع کرد به اشک تمساح ریختن که ایها النّاس خلیفه مظلوم پیامبر را کشتند، این هم پیراهن خون آلود او. صدای غریو گریه مردم بلند شد. معاویه روزها از این مردم اشک گرفت و از مظلومیت خلیفه پیامبر سخن گفت و این آیه را میخواند:
وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلْطاناً فَلا یسْرِفْ فِی الْقَتْلِ انَّهُ کانَ مَنْصُوراً. [١]
و کسی که مظلوم کشته شود ما برای ولی او حق قصاص قرار دادیم، امّا نباید در کشتار زیاده روی کند و همانا او پیروز است.
حال ای مردم! شما میگویید ما در مقابل این جنایت بزرگ که بر اسلام وارد شد، سکوت کنیم؟ مردم هم گفتند نه، نه، ما با جان و دل حاضریم جهاد کنیم. آنگاه مردم را جمع کرد و به جنگ با علی (علیه السّلام) آمد. پس معاویه از خودش نیرویی نداشت، از نیروی پیغمبر استفاده کرد، از نیروی قرآن استفاده کرد. بعد معاویه، زیاد بن ابیه، یک جلّاد خونریز را برای مردم میفرستد. آن وقت مردم چه میگویند؟
[١]. اسراء/ ٣٣.