مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠ - جهان بینی علمی
برتراند راسل در کتاب جهان بینی علمی [١] میگوید:
«در بررسی تأثیر علم بر حیات انسان، باید سه موضوع کما بیش مستقل و جدا از هم را مورد بررسی قرار دهیم:
نخست ماهیت و قلمرو معرفت علمی.
دوم قدرت روز افزون عمل و تصرّف در طبیعت که از تکنیک علمی نتیجه میشود.
سوم تحوّلات اجتماعی و نهادهای سنّتی که لزوماً از وجود سازمانهای جدیدی که علم ایجاب میکند نتیجه خواهند شد.
البتّه علم به عنوان معرفت، اساس دو موضوع دیگر نیز هست، زیرا همه تأثیرات علم ناشی از معرفت علمی است. تاکنون انسان به علّت جهل خود نسبت به شیوهها و ابزارهای لازم، از بر آوردن آرزوهای خویش بازمانده است و هر چه این جهل به زوال میگراید، او بیشتر میتواند محیط مادّی و محیط اجتماعی خود را مطابق الگویی که برایش مطلوب است، شکل بخشد.
این قدرت جدید علم به نسبت خردمندی انسان برای او سودمند است و به نسبت نادانی او (!) زیانمند خواهد بود؛ از این رو اگر بنا باشد که تمدّن علمی تمدّن سودمندی گردد، ضرورتاً باید با افزایش علم، خردمندی نیز افزایش یابد. مراد من از خردمندی، درک راستین غایتهای زندگی است و این حاصلی است که علم فی نفسه بر نمیآورد. بنابراین اگر چه افزایش علم یکی از عناصر ضروری پیشرفت آدمی است، به خودی خود هیچ ترقّی راستینی را ضمانت نمیکند.»
خلاصه سخن راسل این است که علم تسلّط انسان را بر محیط طبیعی و محیط اجتماعی افزایش میدهد که هر گونه بخواهد آن محیطها را بسازد، امّا علم هرگز به انسان الهام نمیبخشد که چگونه بخواهد و چه هدفی داشته باشد. در حقیقت، جهان شناسی علمی نمیتواند جهان بینی به مفهوم صحیح کلمه، یعنی جهان شناسی که تکلیف انسان را در جهان مشخّص سازد و الهام بخش خیر و نیکی باشد، بوده باشد. و به عبارت دیگر، آنچه «جهان بینی علمی» نامیده میشود، قادر نیست که تکیهگاه یک ایدئولوژی انسانی واقع گردد.
نارسایی دیگر شناخت علمی این است که ارزش شناخت علمی بیشتر عملی است تا نظری، و آنچه میتواند آرمان ساز و ایمانزا باشد و تکیهگاه ایدئولوژی قرار
[١]. ص ٣٠ و ٣١.