مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧ - اعترافات دیگران
کونستان ورژیل گیورگیو در کتاب محمّد پیغمبری که از نو باید شناخت میگوید:
«با اینکه امّی بود، در اوّلین آیات که بر وی نازل شده صحبت از قلم و علم، یعنی نوشتن و نویسانیدن و فرا گرفتن و تعلیم دادن است. در هیچیک از ادیان بزرگ این اندازه برای معرفت قائل به اهمّیت نشدهاند و هیچ دینی را نمیتوان یافت که در مبدأ آن، علم و معرفت اینقدر ارزش و اهمّیت داشته باشد. اگر محمّد یک دانشمند بود، نزول این آیات در غار (حرا) تولید حیرت نمیکرد، چون دانشمند قدر علم را میداند، ولی او سواد نداشت و نزد هیچ آموزگاری درس نخوانده بود. من به مسلمانها تهنیت میگویم که در مبدأ دین آنها کسب معرفت اینقدر با اهمّیت تلقّی شده.» [١]
گوستاو لوبون در کتاب معروف خود تمدّن اسلام و عرب میگوید:
«این طور معروف است که پیغمبر امّی بوده است، و آن مقرون به قیاس هم هست، زیرا اوّلًا اگر از اهل علم بود ارتباط مطالب و فقرات قرآن به هم بهتر میشد؛ بعلاوه آن هم قرین قیاس است که اگر پیغمبر امّی نبود نمیتوانست مذهب جدیدی شایع و منتشر سازد، برای اینکه شخص امّی به احتیاجات اشخاص جاهل بیشتر آشناست و بهتر میتواند آنها را به راه راست بیاورد. به هر حال، پیغمبر امّی باشد یا غیر امّی، جای هیچ تردیدی نیست که او آخرین درجه عقل و فراست و هوش را دارا بوده است.» [٢]
گوستاولوبون به علّت آشنا نبودن با مفاهیم قرآنی، و هم به خاطر افکار مادّی که داشته است سخن یاوهای درباره ارتباط آیات قرآن و درباره عاجز بودن عالم از درک احتیاجات جاهل میبافد و به قرآن و پیغمبر اهانت میکند؛ در عین حال اعتراف دارد که هیچ گونه سندی و نشانهای بر سابقه آشنایی پیغمبر اسلام با خواندن و نوشتن وجود ندارد.
غرض از نقل سخن اینان استشهاد به سخنشان نیست. برای اظهار نظر در تاریخ اسلام و مشرق، خود مسلمانان و مشرق زمینیها شایستهترند. نقل سخن اینان برای
[١]. چاپ اوّل، ص ٤٥.[٢]. چاپ چهارم، ص ٢٠.