مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٤ - ٣ تواریخ و احادیث
«بخاری ضمن اخبار و احادیثی که در «کتاب العلم» ثبت کرده نقل میکند که یک بار پیغمبر نامهای محرمانه به دامادش علی داد و مخصوصاً به او گفت باز نکند و نام گیرنده را به خوبی به خاطر بسپارد و نامه را به او برساند. وقتی که پیغمبر نامهای چنان محرمانه میفرستاد که حتّی علی داماد و شخص مورد اعتماد پیغمبر هم نمیبایست آن را بخواند و از آن مطّلع شود، آیا چه کسی جز خود پیغمبر ممکن است چنین نامهای نوشته باشد؟»
متأسّفانه روایتی که در صحیح بخاری هست [١] هیچ ذکر نمیکند که حامل نامه علی (علیه السّلام) بوده است؛ در صورتی که مشارالیه میخواهد از اینکه پیغمبر مضمون نامه را حتّی از علی پنهان داشته است استفاده کند که خود پیغمبر نامه را نوشته است.
در صحیح بخاری، باب العلم میگوید پیغمبر جمعی را فرستاد و به امیر آنها نامهای داد و گفت پیش از آنکه به فلان نقطه برسی نامه را باز نکن. هیچ نمیگوید که امیر آنها علی بود. و از مضمون روایت معلوم است که کسی که باید نامه را باز کند خود حامل نامه بوده است نه شخص سومی که آقای دکتر سید عبد اللّطیف پنداشته است.
آنچه بخاری در اینجا آورده مربوط است به داستان «بطن نخله» در کتب سیر و تواریخ مضبوط است.
سیره ابن هشام [٢] تحت عنوان «سریة عبد اللّه بن جحش» و همچنین بحار الانوار [٣] عین روایت را نقل میکند که حامل نامه، عبد اللّه بن جحش بوده است. میگویند پیغمبر به او فرمود پس از دو روز قطع مسافت، آن را باز کن و به آنچه نوشته شده است عمل کن. عبد اللّه بن جحش بعد از دو روز قطع مسافت نامه را باز کرد و فرمان رسول خدا را اجرا کرد.
مغازی واقدی تصریح میکند که نویسنده نامه ابی بن کعب بوده است نه خود پیغمبر اکرم. میگوید:
«عبد اللّه بن جحش گفت یک شب بعد از نماز عشاء، پیغمبر به من فرمود صبح زود
[١]. ج ١/ ص ٢٥.[٢]. ج ١/ ص ٦٠١.[٣]. ج ٦، باب ٣٨ (چاپ قدیم سربی تهران)، ص ٥٧٥.