مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٢ - الهام و اشراق
ولی آیا همه معلوماتی که در طول تاریخ عمر بشر برای بشر حاصل شده است، از یکی از این دو راه بوده است و لا غیر؟ یا راه سومی هم وجود دارد؟ به عقیده بسیاری از دانشمندان راه سومی هم هست. شاید اغلب اکتشافات بزرگ از نوع برقی بوده که ناگهان در روح و مغز دانشمند جهیده و روشن کرده و سپس خاموش شده است.
ابن سینا معتقد است که چنین قوّهای در بسیاری از افراد با اختلاف و تفاوتهایی وجود دارد؛ جمله آیه شریفه «یکادُ زَیتُها یضییءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ» [١] را بر همین قوّه که در بعضی افراد احیاناً به صورت شدیدی وجود دارد حمل میکند.
غزالی در کتاب المنقذ من الضّلال مدّعی میشود که بسیاری از معلومات بشر که مربوط به احتیاجات زندگی است ابتدا به صورت الهام صورت گرفته است. غزالی درباره وحی و نبوّت که بحث میکند میگوید کسی که در وحی و نبوّت شک میکند، یا در امکانش شک میکند یا در وقوعش و یا درباره شخص معین شک میکند که آیا وحی به او رسیده یا خیر. بعد میگوید بهترین دلیل امکان آن، وقوع آن است؛ زیرا بشر یک سلسله اطّلاعات درباره دواها و علاجها و درباره نجوم دارد که تصور نمیرود از طریق تجربه توانسته باشد آنها را به دست آورد، فقط باید گفت لطف الهی از طریق الهام بشر را هدایت کرده است.
خواجه نصیر الدین طوسی نیز درباره احتیاج به وحی و نبوّت که بحث میکند مدّعی میشود برخی صنایع را بشر از طریق الهام آموخته است.
مولوی همین معنی و مضمون را به نظم آورده است آنجا که میگوید:
این نجوم و طب وحی انبیاست | عقل و حس را سوی بی سوره کجاست | |
عقل جزوی عقل استخراج نیست | جز پذیرای فن و محتاج نیست | |
جمله حرفتها یقین از وحی بود | اوّل او، لیک عقل آن را فزود | |