مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٣ - حقّ و باطل در جامعه و تاریخ
ضعیفی که در مقابل یک دولت قوی پیمان صلح و دوستی میبندند تا از شرّ او محفوظ بمانند و اگر روزی دشمن مشترک از بین رفت، بین خودشان جنگ در میگیرد. هر جمعی به آن دلیل جمع است که مقابل یک ضد قرار گرفته؛ یعنی اگر او نباشد اینها با هم خوب و متّحد نیستند و اگر جمعی دشمنش را از دست بدهد به تفرقه بدل میشود، دو گروه میشوند، و باز اگر یکی از این دو گروه از بین رفت آن یکی دو دسته میشود و همین طور اگر ادامه پیدا کرد و دو نفر ماندند باز با یکدیگر میجنگند و قویتر میماند [١].
بسیاری از فیلسوفان ماتریالیست دنیای قدیم و شمار کمتری از ماتریالیستهای دنیای جدید چنین نظریهای داشتهاند و با بدبینی کامل به طبیعت بشر مینگریستهاند. اینها بشر را قابل اصلاح نمیدانند و به تز اصلاحی قائل نیستند و ارائه تز اصلاحی از نظر آنان معنا ندارد و مثل این است که کسی برای عقرب قانون وضع کند تا خوب شود و کسی را نگزد، حال آنکه:
نیش عقرب نه از ره کین است | اقتضای طبیعتش این است | |