مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٠ - ابراهیم، رهبر و امام
گودالی- حتّی میتوان گفت در دریایی- از آتش انداختند ولی او از سخن خود دست بر نمیداشت. ابراهیم از طرفی با عقاید منحط و خرافی و تقلیدی [قوم] خود درگیر بود و پیروز میگشت، و از طرف دیگر با نمرود درگیری شدید پیدا کرد و تا میان آتش رفت و در همان حال یک آزمون عجیب الهی به سراغش آمد؛ یعنی از طرف خدا به امری مأمور شد که جز یک تسلیم کامل، هیچ نیرویی نمیتواند آن را اطاعت کند. امری که دربارهاش صادر شد این بود که فرزند جوان عزیزت را به دست خود در راه خدا باید فدا کنی و سر ببری. ابراهیم تصمیم به انجام این کار گرفت و در آخرین مرحله که تصمیم ابراهیمی ظهور کرد، از جانب خداوند ندا رسید که یا ابراهیم! تو عمل کردی و ما آنچه از تو میخواستیم همین بود. ما از تو همین حد از تسلیم را میخواستیم، ما کشتن فرزند از تو نمیخواستیم.
ابراهیم این منازل و مراحل را طی کرد و پشت سرگذاشت. بعد از همه اینها بود که به او گفته شد اکنون شایسته امامت و رهبری هستی. ابراهیم از نبوّت و رسالت گذشت تا به رهبری رسید. در حدیث است:
اتّخذ اللّه ابراهیم نبیا قبل أن یتّخذه رسولا و اتّخذه رسولا قبل أن یتّخذه خلیلا و اتّخذه خلیلا قبل أن یتّخذه إماما [١].
خلاصه معنی حدیث اینکه: ابراهیم اوّل نبی بود و هنوز رسول نبود، رسول شد و هنوز خلیل نبود، و خلیل اللّه شد و هنوز امام و رهبر نبود؛ بعد از همه اینها به مقام «امامت و رهبری» رسید.
مفاد آیه کریمه «وَ اذِ ابْتَلی ابراهیمَ رَبُّهُ بِکلِماتٍ فَاتَمَّهُنَّ قالَ انِّی جاعِلُک لِلنّاسِ اماماً» [٢] این است که: پس از آنکه ابراهیم همه مراحل را طی کرد و از همه آزمایشها پیروز و موفّق بیرون آمد و به اصطلاح فارسی از هفتخوان گذشت، ما به او اعلام کردیم که هم اکنون وقت آن رسیده است که ما تو را امام و رهبر قرار دهیم.
امامت و رهبری انسانها، چه در بعد معنوی و الهی و چه در بعد اجتماعی،
[١]. اصول کافی، ج ١، کتاب الحجّة/ ص ١٧٥.[٢]. بقره/ ١٢٤.