مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١ - جریان حدیبیه
صراحت استفاده میشود که کلمه دوم را خود پیغمبر به خطّ خود نوشت؛ زیرا نوشتهاند «فاخذه رسول اللّه و کتب» یعنی پیغمبر از علی گرفت و خود نوشت. در عبارت طبری و ابن اثیر یک جمله اضافه دارد به این ترتیب:
«فاخذه رسول اللّه و لیس یحسن ان یکتب فکتب. رسول خدا از علی گرفت و در حالی که نوشتن را نمیدانست، نوشت.»
روایت طبری و ابن اثیر تأیید میکند که رسول خدا نمینوشته است و در حدیبیه به طور استثنائی نوشته است.
این روایت شاید نظر کسانی را تأیید کند که میگویند پیغمبر به تعلیم الهی اگر میخواست بنویسد میتوانست بنویسد ولی نمینوشت، همچنانکه پیغمبر هرگز شعر نسرود و حتّی شعر دیگری را نیز قرائت نکرد؛ احیاناً اگر تک بیتی از دیگری میخواست بخواند، آن را «حلّ» میکرد؛ یعنی کلمات را مقدّم و مؤخّر و یا در الفاظ شعر کم و زیاد میکرد که از صورت شعری خارج شود، زیرا خداوند شعر را شایسته مقام او نمیدانست: وَ ما عَلَّمناهُ الشِّعرَ وَ ما ینبَغی لَهُ ان هُوَ الّا ذِکرٌ وَ قُرانٌ مُبینٌ [١].
به طوری که ملاحظه میشود نقلها در جریان حدیبیه یکنواخت نیست و هر چند از بعضی نقلها استفاده میشود که در آن جریان کلمه «بن عبد اللّه» را که به منزله جزئی از امضای آن حضرت شمرده میشود به دست خود نوشته است، ولی همان نقلها تأیید میکند که جنبه استثنائی داشته است.
در اسد الغابة ذیل احوال تمیم بن جراشه ثقفی، داستانی از او نقل میکند که به صراحت میفهماند پیغمبر اکرم حتّی در دوره رسالت نه میخوانده و نه مینوشته است. میگوید:
«من و گروهی از ثقیف بر پیغمبر وارد شدیم و اسلام اختیار کردیم. از او خواستیم قراردادی با ما امضا کند و شروط ما را بپذیرد. پیغمبر اکرم فرمود هر چه میخواهید بنویسید، بیاورید ببینم. ما میخواستیم شرط کنیم که ربا و زنا را به ما اجازه دهد.
چون خودمان نمیتوانستیم بنویسیم به علی بن ابی طالب مراجعه کردیم. علی چون دید ما چنین شرطی داریم از نوشتن امتناع کرد. از خالد بن سعید بن العاص تقاضا
[١]. یس/ ٦٩.