مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩ - گریز از طرح صحیح
رسیده است. ما قبلًا نظر وی را درباره جهان نقل کردیم که مدّعی بود:
«به اندیشه من، جهان مجموعهای است از نقطهها و جهشهای فاقد وحدت، فارغ از مداومت، عاری از نظم و ترتیب و خالی از هر محتوای دیگری که مسأله آموز عشق باشد».
پس آنچه ما از جهان به صورت ابعاد، وحدتها، استمرارها و نظامها درک میکنیم، از نظر راسل صرفاً اندیشه است و به جهان واقع ارتباط ندارد. مدّعی بود:
«در واقع، اگر تعصّب و عادت را کنار بگذاریم، به ندرت میتوان حتّی از این نظر که اصولًا دنیایی وجود دارد، دفاع کرد. نظریات اخیرفیزیک دانان آنان را ناگزیر از نکات فوق میکند.»
اگر این، ایده آلیسم نیست، پس ایده آلیسم چیست؟ معلوم میشود میتوان، هم ایده آلیست بود و هم منکر خدا و ماوراء طبیعت. مدّعی بود:
«از نظر فیزیک امروز، خورشید چیزی جز امواج احتمالات نیست. اگر بپرسید آنچه احتمال نامیده میشود چیست یا امواج در کدام اقیانوس سیر میکنند، فیزیک دان مانند دیوانهای جواب میدهد که: به قدر کافی از این سخنان گفته و شنودهایم؛ فرض کنید مسأله را جز این گرفتیم، آنوقت چی؟ با وجود این، اگر اصرار بورزید خواهد گفت که امواج در فرمول او و فرمول او در اندیشه اوست».
آیا آنچه آقای آفاناسیف آن را «ایده آلیسم ذهنی» نامید بیش از این چیزی است که این آقای فیزیک دان و ریاضی دان و منکر خدا و ماوراء طبیعت و ماتریالیست قرن بیستم میگوید؟!
پس معلوم میشود ممکن است مادّه را بر شعور مقدّم شمرد یعنی مادّه را به منزله مادر و شعور را به منزله فرزند شمرد و در عین حال الهی بود و بلکه اصالت روحی بود، آنچنانکه فیلسوفانی از قبیل صدر المتألّهین اینچنین بودهاند؛ و ممکن است شعور را اصل شمرد و در وجود عینی ماورای شعور تردید کرد و یا آن را انکار نمود و در همان حال منکر خدا و ماوراء طبیعت بود، آنچنانکه راسل و امثال او اینچنیناند.
ممکن است گفته شود معیار اصلی و ما به التّفاوت مکتب الهی و مکتب مادّی