مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨ - راز ختم نبوّت
میگویند «الخاتم من ختم المراتب بأسرها» یعنی پیامبر خاتم آن است که همه مراحل را طی کرده و راه نرفته و نقطه کشف نشده از نظر وحی باقی نگذاشته است.
اگر فرض کنیم در یکی از علوم همه مسائل مربوط به آن علم کشف شود، جایی برای تحقیق جدید و کشف جدید باقی نمیماند. همچنین است مسائلی که در عهده وحی است؛ با کشف آخرین دستورهای الهی جایی برای کشف جدید و پیامبر جدید باقی نمیماند. مکاشفه تامّه محمّدیه کاملترین مکاشفهای است که در امکان یک انسان است و آخرین مراحل آن است. بدیهی است که هر مکاشفه دیگر بعد از آن مکاشفه، جدید نخواهد بود؛ از قبیل پیمودن سرزمین رفته شده است؛ سخن و مطلب جدید همراه نخواهد داشت، سخن آخر همان است که در آن مکاشفه آمده است:
وَ تَمَّتْ کلِمَةُ رَبِّک صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ [١].
سخن راستین و موزون پروردگارت کامل شد؛ کسی را توانایی تغییر دادن آنها نیست. او شنوا و داناست.
مرحوم فیض در علم الیقین صفحه ١٠٥ از یکی از بزرگان چنین نقل میکند:
«مقصود و هدف در فطرت آدمیان رسیدن به مقام قرب الهی است و این جز با راهنمایی پیامبران امکان پذیر نمیباشد. از این رو نبوّت جزء نظام هستی قرار میگیرد و البتّه مقصود و هدف، مرتبه اعلی و آخرین درجه نبوّت است نه اوّلین درجه آن. نبوّت طبق سنّت الهی تدریجاً کمال مییابد، همچنانکه یک عمارت تدریجاً ساخته میشود. و همچنانکه در ساختن عمارت پایهها و دیوارها هدف نیست، هدف صورت کامل خانه است، نبوّت نیز چنین است؛ هدف صورت کامل آن است و در همین جاست که نبوّت خاتمه میپذیرد و پایان مییابد و زیاده نمیپذیرد، زیرا زیاده بر کمال نقص است و انگشت زیادی را میماند. پیغمبر اکرم در حدیث معروف به همین معنی اشاره کرد که گفت: مثل نبوّت مثل خانهای است که ساخته شده و جای یک خشت در آن باقی است، من جای آن خشت آخرینم، یا من گذارنده آن خشت آخرینم.» [٢].
[١]. انعام/ ١١٥.[٢]. متن حدیث را مجمع البیان در ذیل آیه ٤٠ سوره احزاب به نقل از صحیح بخاری و مسلم چنین آورده است:
«انَّما مَثَلی فِی الأنْبیاءِ کمَثلِ رَجُلٍ بَنی داراً فَاکمَلَها وَ حَسَنَها الّا مَوْضِع لَبِنَة فَکانَ منْ دَخَلَ فیها فَنَظَرَ الیها قالَ ما احْسَنَها الّا مَوْضِعَ هذِهِ اللبِنَة فَانَا مَوْضِعُ هذِهِ اللَّبِنةِ خُتمَ بِی الأنْبیاءُ.»