مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢ - درس هفتم (١) شیعه
شده و درباره آنها استدلال شده است. یک مقایسه میان ابواب حدیث صحاح ستّه با ابواب حدیث کافی کلینی مطلب را روشن میکند.
علیهذا در خود احادیث شیعه، «تکلّم» به معنی تفکر عقلانی و تجزیه و تحلیل ذهنی صورت گرفته است. به همین جهت شیعه به دو گروه اهل الحدیث و اهل الکلام تقسیم نشد آنچنانکه اهل تسنّن تقسیم شدند.
ما در درسهای گذشته، بر اساس منابع اهل تسنّن چنین گفتیم که اوّلین مسألهای که به عنوان اصل اعتقادی در میان مسلمین مطرح شد، مسأله «کفر فاسق» بود که وسیله خوارج در نیمه اوّل قرن اوّل مطرح شد. پس از آن، مسأله اختیار و آزادی بود که از ناحیه دو نفر یکی به نام معبد جهنی و یکی دیگر به نام غیلان دمشقی مطرح و دفاع شد و این عقیده بر خلاف عقیدهای بود که حکام اموی آن را تبلیغ و ترویج میکردند. پس از آن در نیمه اوّل قرن دوم عقیده وحدت صفات و ذات از طرف جهم بن صفوان مطرح شد و آنگاه واصل بن عطاء و عمرو بن عبید به عنوان پایه گذاران اوّلی مکتب معتزله عقیده آزادی و اختیار را از معبد و غیلان و عقیده وحدت ذات و صفات را از جهم بن صفوان گرفتند و در مورد کفر و یا ایمان فاسق عقیده منزلة بین المنزلتین را اختراع کردند و به بحث و چون و چرا در برخی مسائل دیگر پرداختند و به این ترتیب کلام اسلامی پایه گذاری شد.
آری این است نوع تفسیر و توجیه پیدایش بحثهای عقلی دینی اسلامی از نظر مستشرقان و اسلام شناسان غربی و شرقی.
این گروه عمدا یا سهواً بحثهای استدلالی و عقلی عمیقی را که اوّلین بار وسیله امیر المؤمنین علی علیه السّلام طرح شده فراموش میکنند.
حقیقت این است که طرح بحثهای عقلی عمیق در معارف اسلامی اوّلین بار وسیله علی علیه السّلام در خطب و دعوات و مذاکرات آن حضرت مطرح شد. او بود که اوّلین بار درباره ذات و صفات باری و درباره حدوث و قدم، بساطت و ترکب، وحدت و کثرت و غیر اینها بحثهای عمیقی را طرح کرد که در نهج البلاغه و روایات مستند شیعه مذکور است. آن بحثها رنگ و بوی و روحی دارد که با روشهای کلامی معتزلی و اشعری و حتی کلامهای برخی علمای شیعی که تحت تأثیر کلامهای عصر خود بودهاند کاملًا متفاوت است.
ما در کتاب سیری در نهج البلاغه و همچنین در مقدّمه جلد پنجم اصول فلسفه و