مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١ - دروازه های آسمان
انّ اللّه تعالی جعل الذّکر جلاء للقلوب، تسمع به بعد الوقرة و تبصر به بعد العشوة و تنقاد به بعد المعاندة، و ما برح للّه عزّت الائه فی البرهة بعد البرهة و فی ازمان الفترات عباد ناجاهم فی فکرهم و کلّمهم فی ذات عقولهم.
خداوند یاد خود را صیقل دلها قرار داده است. دلها بدین وسیله از پس کری، شنوا و از پس کوری، بینا و از پس سرکشی و عناد، مطیع و رام میگردند. همواره چنین بوده و هست که خداوند در هر برههای از زمان، و در زمانهایی که پیامبری نبوده است، بندگانی داشته و دارد که در سرّ ضمیر آنها با آنها راز میگوید و از راه عقلهای آنها با آنها تکلّم میکند.
از پیغمبر اکرم روایت است:
انّ للّه عبادا لیسوا بانبیاء یغبطهم النّبوّة [١].
خداوند بندگانی دارد که پیامبر نیستند، امّا پیامبری بر آنها رشک میبرد [٢].
از نظر شیعیان که به مقام امامت و ولایت باطنی ائمّه اطهار (علیهم السّلام) قائلاند بدون آنکه آنها را نبی بدانند، مطلب کاملًا حل شده است. عرفای اسلامی در قالب اصطلاحات عرفانی مراتب سیر و سلوک معنوی را به چهار مرحله تقسیم کردهاند، ما به خاطر پرهیز از اطاله کلام فقط به دو مرحله از آن اشاره میکنیم:
الف. سفر از خلق به حق
ب. سفر از حق به خلق
سفر از خلق به حق مخصوص پیامبران نیست، بلکه پیامبران مبعوث شدهاند که بشر را در این سفر مدد نمایند. آنچه مخصوص پیامبران است سفر از حق به خلق است؛ یعنی مأموریت برای ارشاد و هدایت و دستگیری خلق. پیامبری بازگشت به کثرت است برای سوق دادن به وحدت.
[١]. [رجوع شود به کتاب احادیث مثنوی، ص ١٠٥].[٢]. صدر المتألّهین در مفاتیح الغیب این حدیث را نقل میکند و میگوید: «هذا الحدیث ممّا رواه المعتبرون من اهل الحدیث فی طریقتنا و طریقة غیرنا» یعنی این حدیث را محدّثین معتبر شیعه و سنّی روایت کردهاند. و نیز رجوع شود به آخرین فصل کتاب الشّواهد الرّبوبیه.