مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦١ - آینده جهان
وجود آمده، کوچک کنیم و نسبت بگیریم، مثلًا عمر زمین را یک سال فرض کنیم و نسبت بگیریم، هشت ماه از این سال گذشته و اساساً جانداری در آن وجود نداشته است؛ در حدود ماه نهم و دهم اوّلین جاندارها به صورت ویروسها، باکتریها و موجودات تک سلّولی به وجود آمده است؛ در هفته دوم ماه آخر سال پستانداران به وجود آمدهاند؛ در ربع آخر از ساعت آخر از روز آخر سال انسان به وجود آمده است.
دورهای که دوره تاریخی انسان به شمار میرود و انسان قبل از آن در حال توحّش در جنگلها و غارها زندگی میکرده است شصت ثانیه اخیر آن است که در این شصت ثانیه اخیر است که استعداد انسان ظهور کرده و عقل و علم بشر دست اندرکار شده و تمدّن عظیم و شگفت آور به وجود آمده است و انسان استعداد خود را کم و بیش به ظهور رسانده است. در همین شصت ثانیه است که انسان خلیفة اللّه بودن خود را به ثبوت رسانیده است. حالا اگر بنا باشد که انسان به همین زودی با مهارت شگرف علمی خود، خود را نابود کند و اگر واقعاً انسان با قدرت علمی خود گور خود را به دست خود کنده باشد و چند گامی بیشتر تا گور خود فاصله نداشته باشد؛ اگر واقعاً چنین خودکشی اجتماعی در انتظار بشر باشد باید بگوییم خلقت این موجود بسی بیهوده و عبث بوده است.
آری، یک نفر مادّی مسلک میتواند اینچنین فکر کند ولی یک نفر تربیت شده در مکتب الهی اینطور فکر نمیکند؛ او میگوید: ممکن نیست که جهان به دست چند نفر دیوانه ویران شود؛ او میگوید: درست است که جهان بر سر پیچ خطر قرار گرفته است ولی خداوند همان طور که در گذشته- البتّه در شعاع کوچکتری- این معجزه را نشان داده، بر سر پیچهای خطر بشر را یاری کرده و از آستین غیب مصلح و منجی رسانده است، در این شرایط نیز چنان خواهد کرد که عقلها در حیرت فرو رود؛ او میگوید:
کار جهان عبث نیست؛ او میگوید: اگر چنان شود که مادّی مذهبان میگویند و ظهور انسان در روی زمین مصداق مثل معروف عربی بشود: «ما أدری أ سلم أم ردع» [١]، یا مصداق سخن حافظ بشود که:
«راستی خاتم فیروزه بو اسحاقی | خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود» | |